surreptitious

[ایالات متحده]/ˌsʌrəpˈtɪʃəs/
[بریتانیا]/ˌsɜːrəpˈtɪʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور پنهانی، انجام شده، ساخته شده یا به دست آمده
adv. به طور پنهانی یا مخفیانه

جملات نمونه

a surreptitious look at the answers

نگاه پنهانی به پاسخ‌ها

took a surreptitious glance at his watch;

به طور پنهانی به ساعتش نگاه کرد;

the surreptitious mobilization of troops in preparation for a sneak attack.

استقرار پنهانی نیروها در آماده‌سازی برای یک حمله غافلگیرانه.

His surreptitious behaviour naturally aroused suspicion.

رفتار پنهانی او به طور طبیعی باعث ایجاد شک و تردید شد.

low wages were supplemented by surreptitious payments from tradesmen.

حقوق پایین با پرداخت‌های پنهانی از سوی بازرگانان تکمیل می‌شد.

Long-haired women in crowded areas have fallen victim to surreptitious hair snippers who steal their hair to sell, the Burmese-language 24/7 news journal reported.

زنان مو بلند در مناطق شلوغ طعنه به سارقین موی پنهان شده اند که موهایشان را برای فروش می دزدند، روزنامه خبری 24 ساعته زبان برمه گزارش داد.

نمونه‌های واقعی

" Barring a little surreptitious auto-erotism and homosexuality–absolutely nothing."

بدون هیچ‌گونه خودارضایی یا همجنس‌گرایی پنهانی - هیچ چیز دیگری.

منبع: Brave New World

But look; it's all part of a strategy here from Trump to make it something shady, something surreptitious.

اما ببینید؛ این همگی بخشی از یک استراتژی از طرف ترامپ برای اینکه آن را چیزی مشکوک و پنهانی نشان دهد، است.

منبع: NPR News May 2020 Compilation

(surreptitious music) - A'ight, I'mma head out.

(موسیقی پنهانی) - باشه، من میرم.

منبع: MBTI Personality Types Guide

At the time he had given surreptitious tugs to the string himself.

در آن زمان، او به طور پنهانی به سیم کشید.

منبع: The Room with a View (Part 1)

But I think they're leaving surreptitious scented messages for potential mates.

اما فکر می‌کنم آنها پیام‌های معطر پنهانی برای شرکای بالقوه می‌گذارند.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2019 Compilation

His surreptitious surveillance made his colleagues have some suspicions.

نظارت پنهانی او باعث شد همکارانش دچار شک شوند.

منبع: Pan Pan

Amid some surreptitious scanning of notes and clearing of throats, Marc stepped into the middle.

در میان برخی اسکن پنهانی یادداشت‌ها و پاک کردن گلو، مارک وارد وسط شد.

منبع: After You (Me Before You #2)

(surreptitious music) - Uh, I'm heading out, but before I go, I'm gonna help you clean up.

(موسیقی پنهانی) - اوه، من میرم، اما قبل از رفتن، قراره بهت کمک کنم تمیز کنی.

منبع: MBTI Personality Types Guide

He listened to surreptitious recordings of Garbo's phone calls " until I was so bored I couldn't bear to go on" .

او به طور پنهانی به ضبط مکالمات تلفنی گاربو گوش داد

منبع: The Economist (Summary)

It was so deep in the crack that Elfride could not pull it out with her hand, though she made several surreptitious trials.

آنقدر در شکاف عمیق بود که الفرید نتوانست با دست خود بیرون بکشد، اگرچه تلاش‌های پنهانی متعددی انجام داد.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید