survivorships

[ایالات متحده]/səˈvaɪvəʃɪp/
[بریتانیا]/sərˈvaɪvərˌʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت زنده ماندن یا باقی ماندن در حیات؛ حق یک بازمانده برای ارث بردن از اموال یک فرد فوت شده؛ حق یک بازمانده به سهم متوفی در اموال مشترک

عبارات و ترکیب‌ها

survivorship analysis

تحلیل بقا

survivorship curve

منحنی بقا

survivorship bias

سوگیری بقا

survivorship model

مدل بقا

survivorship rate

نرخ بقا

survivorship data

اطلاعات بقا

survivorship estimates

تخمین‌های بقا

survivorship studies

مطالعات بقا

survivorship benefits

مزایای بقا

survivorship statistics

آمار بقا

جملات نمونه

survivorship is a key concept in ecology.

بقای گونه‌ها یک مفهوم کلیدی در اکولوژی است.

the survivorship curve illustrates the life expectancy of a species.

منحنی بقا طول عمر یک گونه را نشان می‌دهد.

high survivorship rates are crucial for population recovery.

نرخ بقای بالا برای بازیابی جمعیت بسیار مهم است.

researchers study survivorship to understand species adaptation.

محققان بقا را برای درک سازگاری گونه‌ها مطالعه می‌کنند.

survivorship models help predict future population trends.

مدل‌های بقا به پیش‌بینی روند جمعیت آینده کمک می‌کنند.

factors affecting survivorship include food availability and habitat quality.

عواملی که بر بقا تأثیر می‌گذارند شامل در دسترس بودن غذا و کیفیت زیستگاه است.

survivorship analysis is important for conservation efforts.

تجزیه و تحلیل بقا برای تلاش‌های حفاظت از محیط زیست مهم است.

survivorship can vary significantly between different species.

بقای گونه‌ها می‌تواند به طور قابل توجهی بین گونه‌های مختلف متفاوت باشد.

understanding survivorship helps in wildlife management.

درک بقا به مدیریت حیات وحش کمک می‌کند.

survivorship is often measured in terms of age classes.

بقای گونه‌ها اغلب بر اساس دسته‌های سنی اندازه‌گیری می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید