suturings

[ایالات متحده]/ˈsuːtʃərɪŋz/
[بریتانیا]/ˈsuːtʃərɪŋz/

ترجمه

v. عمل دوختن یا بخیه زدن به هم

عبارات و ترکیب‌ها

suturings process

فرآیند بخیه

suturings technique

تکنیک بخیه

suturings material

مواد بخیه

suturings pattern

الگوی بخیه

suturings method

روش بخیه

suturings closure

بستن بخیه

suturings edge

لبه بخیه

suturings support

حمایت بخیه

suturings guide

راهنمای بخیه

جملات نمونه

the surgeon carefully inspected the suturings after the operation.

جراح با دقت بخیه‌ها را پس از عمل بررسی کرد.

proper care of suturings is essential for healing.

مراقبت مناسب از بخیه‌ها برای بهبودی ضروری است.

she learned how to tie suturings during her medical training.

او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش پزشکی خود بخیه‌ها را ببندد.

infection can occur if suturings are not kept clean.

اگر بخیه‌ها تمیز نگه داشته نشوند، ممکن است عفونت رخ دهد.

the doctor explained the importance of monitoring the suturings.

پزشک اهمیت نظارت بر بخیه‌ها را توضیح داد.

removing suturings too early can lead to complications.

برداشتن بخیه‌ها خیلی زودتر می‌تواند منجر به عوارض شود.

she was relieved when the suturings were finally removed.

او از برداشتن نهایی بخیه‌ها احساس راحتی کرد.

he was trained to handle suturings in emergency situations.

او آموزش دید که چگونه در شرایط اضطراری با بخیه‌ها برخورد کند.

careful suturings can minimize scarring after surgery.

بخیه های دقیق می‌توانند جای زخم را پس از جراحی به حداقل برسانند.

after the accident, the doctor assessed the suturings on his leg.

پس از حادثه، پزشک بخیه‌های روی پای او را ارزیابی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید