swathed

[ایالات متحده]/swɛɪðd/
[بریتانیا]/swɛɪðd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با پارچه پیچیدن یا بستن

عبارات و ترکیب‌ها

swathed in light

پوشیده در نور

swathed in fabric

پوشیده در پارچه

swathed in mist

پوشیده در مه

swathed in color

پوشیده در رنگ

swathed in silence

پوشیده در سکوت

swathed in darkness

پوشیده در تاریکی

swathed in shadows

پوشیده در سایه‌ها

swathed in warmth

پوشیده در گرما

swathed in beauty

پوشیده در زیبایی

swathed in dreams

پوشیده در رویاها

جملات نمونه

the baby was swathed in a soft blanket.

نوزاد در یک پتو نرم پیچیده شده بود.

the mountains were swathed in a thick fog.

کوه ها در مه غلیظ پیچیده شده بودند.

she swathed the gift in colorful paper.

او هدیه را در کاغذهای رنگارنگ پیچید.

the garden was swathed in vibrant flowers.

باغ در گل‌های زنده و پر جنب و جوش پیچیده شده بود.

the city was swathed in lights during the festival.

شهر در طول جشنواره در نورها پیچیده شده بود.

he was swathed in a heavy coat to keep warm.

او برای گرم ماندن در یک کت سنگین پیچیده شده بود.

the dancers were swathed in flowing fabrics.

رقصندگان در پارچه های روان پیچیده شده بودند.

the ancient ruins were swathed in mystery.

آثار باستانی در غبار اسرار پیچیده شده بودند.

the beach was swathed in golden sand.

ساحل در شن های طلایی پیچیده شده بود.

the patient was swathed in bandages after surgery.

بیمار پس از جراحی در بانداژ پیچیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید