swathed in light
پوشیده در نور
swathed in fabric
پوشیده در پارچه
swathed in mist
پوشیده در مه
swathed in color
پوشیده در رنگ
swathed in silence
پوشیده در سکوت
swathed in darkness
پوشیده در تاریکی
swathed in shadows
پوشیده در سایهها
swathed in warmth
پوشیده در گرما
swathed in beauty
پوشیده در زیبایی
swathed in dreams
پوشیده در رویاها
the baby was swathed in a soft blanket.
نوزاد در یک پتو نرم پیچیده شده بود.
the mountains were swathed in a thick fog.
کوه ها در مه غلیظ پیچیده شده بودند.
she swathed the gift in colorful paper.
او هدیه را در کاغذهای رنگارنگ پیچید.
the garden was swathed in vibrant flowers.
باغ در گلهای زنده و پر جنب و جوش پیچیده شده بود.
the city was swathed in lights during the festival.
شهر در طول جشنواره در نورها پیچیده شده بود.
he was swathed in a heavy coat to keep warm.
او برای گرم ماندن در یک کت سنگین پیچیده شده بود.
the dancers were swathed in flowing fabrics.
رقصندگان در پارچه های روان پیچیده شده بودند.
the ancient ruins were swathed in mystery.
آثار باستانی در غبار اسرار پیچیده شده بودند.
the beach was swathed in golden sand.
ساحل در شن های طلایی پیچیده شده بود.
the patient was swathed in bandages after surgery.
بیمار پس از جراحی در بانداژ پیچیده شده بود.
swathed in light
پوشیده در نور
swathed in fabric
پوشیده در پارچه
swathed in mist
پوشیده در مه
swathed in color
پوشیده در رنگ
swathed in silence
پوشیده در سکوت
swathed in darkness
پوشیده در تاریکی
swathed in shadows
پوشیده در سایهها
swathed in warmth
پوشیده در گرما
swathed in beauty
پوشیده در زیبایی
swathed in dreams
پوشیده در رویاها
the baby was swathed in a soft blanket.
نوزاد در یک پتو نرم پیچیده شده بود.
the mountains were swathed in a thick fog.
کوه ها در مه غلیظ پیچیده شده بودند.
she swathed the gift in colorful paper.
او هدیه را در کاغذهای رنگارنگ پیچید.
the garden was swathed in vibrant flowers.
باغ در گلهای زنده و پر جنب و جوش پیچیده شده بود.
the city was swathed in lights during the festival.
شهر در طول جشنواره در نورها پیچیده شده بود.
he was swathed in a heavy coat to keep warm.
او برای گرم ماندن در یک کت سنگین پیچیده شده بود.
the dancers were swathed in flowing fabrics.
رقصندگان در پارچه های روان پیچیده شده بودند.
the ancient ruins were swathed in mystery.
آثار باستانی در غبار اسرار پیچیده شده بودند.
the beach was swathed in golden sand.
ساحل در شن های طلایی پیچیده شده بود.
the patient was swathed in bandages after surgery.
بیمار پس از جراحی در بانداژ پیچیده شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید