bespattered

[ایالات متحده]/bɪˈspætəd/
[بریتانیا]/bɛˈspætərd/

ترجمه

adj. پوشیده شده با پاشش‌ها یا قطرات چیزی، به‌ویژه مایع یا گل
v. زمان گذشته و گذشته‌ی مفعولی bespatter

عبارات و ترکیب‌ها

bespattered with paint

پوشیده شده با رنگ

bespattered windshield

شیشه‌بند پاشیده شده

a bespattered shirt

پیراهنی که با رنگ پاشیده شده

bespattered with mud

پوشیده شده با گل

the bespattered floor

کف پاشیده شده

a bespattered wall

دیواری که با رنگ پاشیده شده

bespattered with blood

پوشیده شده با خون

جملات نمونه

his shirt was bespattered with paint after the art class.

پیراهنش پس از کلاس هنر با رنگ پاشیده شده بود.

the wall was bespattered with mud from the rain.

دیوار با گل و لای ناشی از باران پاشیده شده بود.

she noticed her shoes were bespattered with mud.

او متوجه شد که کفشش با گل و لای پاشیده شده است.

the chef's apron was bespattered with sauce.

پیشبند آشپز با سس پاشیده شده بود.

after the paintball game, everyone was bespattered with color.

پس از بازی تیراندازی با رنگ، همه با رنگ پاشیده شده بودند.

the artist's hands were bespattered with various hues of paint.

دست‌های هنرمند با رنگ‌های مختلف نقاشی پاشیده شده بود.

his car was bespattered with mud after driving through the countryside.

ماشینش بعد از رانندگی در حومه شهر با گل و لای پاشیده شده بود.

she walked through the puddles and got her dress bespattered.

او از میان گودال‌ها عبور کرد و لباسش با گل و لای پاشیده شد.

the children were bespattered with chocolate after the party.

بچه‌ها پس از مهمانی با شکلات پاشیده شده بودند.

the bike was bespattered with dirt after the ride.

دوچرخه پس از سواری با خاک پاشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید