swayback horse
اسبای قوسدار
swayback condition
وضعیت قوسدار
swayback spine
ستون فقرات قوسدار
swayback posture
وضعیت بدنی قوسدار
swayback back
پشت قوسدار
swayback profile
پروفایل قوسدار
swayback appearance
ظاهر قوسدار
swayback effect
اثر قوسدار
swayback design
طراحی قوسدار
swayback alignment
تراز قوسدار
his horse has a noticeable swayback that affects its performance.
اسب او دچار قوس پشتی قابل توجهی است که بر عملکرد آن تأثیر می گذارد.
the swayback design of the sofa makes it less comfortable.
طراحی قوس پشتی مبل آن را کمتر راحت می کند.
the veterinarian diagnosed the cow with swayback syndrome.
دامپزشک گاو را به دلیل سندرم قوس پشتی تشخیص داد.
she noticed a swayback in the old barn's roof.
او قوس پشتی در سقف کلبه قدیمی را متوجه شد.
he has been working to correct his swayback posture.
او در تلاش برای اصلاح وضعیت بدنی قوس پشتی خود بوده است.
the swayback condition can be hereditary in some dog breeds.
شرایط قوس پشتی می تواند در برخی از نژادهای سگ به ارث برسد.
they decided to replace the swayback fence with a new one.
آنها تصمیم گرفتند نرده قوس پشتی را با یک نرده جدید جایگزین کنند.
the architect designed the building with a slight swayback appearance.
معمار ساختمان را با ظاهری کمی قوس پشتی طراحی کرد.
proper nutrition can help prevent swayback in young horses.
تغذیه مناسب می تواند به جلوگیری از قوس پشتی در اسب های جوان کمک کند.
the swayback in the bridge was a concern for engineers.
قوس پشتی در پل یک نگرانی برای مهندسان بود.
swayback horse
اسبای قوسدار
swayback condition
وضعیت قوسدار
swayback spine
ستون فقرات قوسدار
swayback posture
وضعیت بدنی قوسدار
swayback back
پشت قوسدار
swayback profile
پروفایل قوسدار
swayback appearance
ظاهر قوسدار
swayback effect
اثر قوسدار
swayback design
طراحی قوسدار
swayback alignment
تراز قوسدار
his horse has a noticeable swayback that affects its performance.
اسب او دچار قوس پشتی قابل توجهی است که بر عملکرد آن تأثیر می گذارد.
the swayback design of the sofa makes it less comfortable.
طراحی قوس پشتی مبل آن را کمتر راحت می کند.
the veterinarian diagnosed the cow with swayback syndrome.
دامپزشک گاو را به دلیل سندرم قوس پشتی تشخیص داد.
she noticed a swayback in the old barn's roof.
او قوس پشتی در سقف کلبه قدیمی را متوجه شد.
he has been working to correct his swayback posture.
او در تلاش برای اصلاح وضعیت بدنی قوس پشتی خود بوده است.
the swayback condition can be hereditary in some dog breeds.
شرایط قوس پشتی می تواند در برخی از نژادهای سگ به ارث برسد.
they decided to replace the swayback fence with a new one.
آنها تصمیم گرفتند نرده قوس پشتی را با یک نرده جدید جایگزین کنند.
the architect designed the building with a slight swayback appearance.
معمار ساختمان را با ظاهری کمی قوس پشتی طراحی کرد.
proper nutrition can help prevent swayback in young horses.
تغذیه مناسب می تواند به جلوگیری از قوس پشتی در اسب های جوان کمک کند.
the swayback in the bridge was a concern for engineers.
قوس پشتی در پل یک نگرانی برای مهندسان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید