The censor -ped the swearing words.
ویراستار کلمات رکیک را حذف کرد.
He tried to cry off after swearing he would do it!
او پس از قول دادن به انجام آن، سعی کرد عقبنشینی کند!
He twisted the letter up into a ball and threw it into the fire, swearing softly.
او نامه را به شکل یک توپ درآورد و با حالتی آرام، آن را به داخل آتش انداخت.
She was caught swearing in class.
او در حین ناسزا گفتن در کلاس دستگیر شد.
He has a bad habit of swearing when he's angry.
او عادت بدی دارد که وقتی عصبانی است، ناسزا میگوید.
Swearing in public is considered rude.
ناسزا گفتن در حضور عموم بیادبانه تلقی میشود.
I try to avoid swearing in front of children.
سعی میکنم از ناسزا گفتن جلوی بچهها خودداری کنم.
She let out a string of swear words when she stubbed her toe.
وقتی انگشت پا را به زمین زد، مجموعهای از کلمات رکیک گفت.
His swearing got him into trouble at work.
ناسزا گفتنش باعث ایجاد مشکل در محل کارش شد.
Swearing is not acceptable behavior in this household.
ناسزا گفتن رفتاری قابل قبول در این خانه نیست.
The movie had a lot of swearing in it.
فیلم پر از ناسزاگویی بود.
She has a tendency to resort to swearing when she's frustrated.
وقتی او ناامید میشود، تمایل دارد به ناسزاگویی متوسل شود.
He was fined for public swearing.
او به دلیل ناسزا گفتن در حضور عموم جریمه شد.
The censor -ped the swearing words.
ویراستار کلمات رکیک را حذف کرد.
He tried to cry off after swearing he would do it!
او پس از قول دادن به انجام آن، سعی کرد عقبنشینی کند!
He twisted the letter up into a ball and threw it into the fire, swearing softly.
او نامه را به شکل یک توپ درآورد و با حالتی آرام، آن را به داخل آتش انداخت.
She was caught swearing in class.
او در حین ناسزا گفتن در کلاس دستگیر شد.
He has a bad habit of swearing when he's angry.
او عادت بدی دارد که وقتی عصبانی است، ناسزا میگوید.
Swearing in public is considered rude.
ناسزا گفتن در حضور عموم بیادبانه تلقی میشود.
I try to avoid swearing in front of children.
سعی میکنم از ناسزا گفتن جلوی بچهها خودداری کنم.
She let out a string of swear words when she stubbed her toe.
وقتی انگشت پا را به زمین زد، مجموعهای از کلمات رکیک گفت.
His swearing got him into trouble at work.
ناسزا گفتنش باعث ایجاد مشکل در محل کارش شد.
Swearing is not acceptable behavior in this household.
ناسزا گفتن رفتاری قابل قبول در این خانه نیست.
The movie had a lot of swearing in it.
فیلم پر از ناسزاگویی بود.
She has a tendency to resort to swearing when she's frustrated.
وقتی او ناامید میشود، تمایل دارد به ناسزاگویی متوسل شود.
He was fined for public swearing.
او به دلیل ناسزا گفتن در حضور عموم جریمه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید