| جمع | swimmers |
competitive swimmer
شناگر حرفهای
freestyle swimmer
شناگر آزاد
backstroke swimmer
شناگر کرال پشت
open water swimmer
شناگر آب آزاد
That swimmer is through as an athlete.
آن شناگر دیگر به عنوان یک ورزشکار تمام نشده است.
The swimmer gained the shore.
شناگر به ساحل رسید.
The English swimmer came second.
شناگر انگلیسی در جایگاه دوم رسید.
a swimmer riding the waves.
شناگری که روی امواج سوار بود.
a swimmer who was calling for help.
شناگری که درخواست کمک میکرد.
The swimmer won a bronze in the free style.
شناگر مدال برنزی در شنای آزاد برد.
The swimmer suddenly got cramp.
شناگر ناگهان دچار گرفتگی عضلات شد.
Swimmers crowded the beaches.
شناگران سواحل را شلوغ کردند.
The swimmer was swept away by the current.
شناگر با جریان آب برده شد.
The swimmer was striving against the current.
شناگر در برابر جریان آب تلاش می کرد.
a drowning swimmer now safely in the grip of a lifeguard.
یک شناگر غرق شده که اکنون به طور ایمن در چنگال یک ناجی است.
a swimmer hampered by clothing;
شناگری که توسط لباسها دچار مشکل شده است;
The swimmer couldn't hold her breath any longer.
شناگر دیگر نمی توانست نفس خود را نگه دارد.
professional male swimmers shave off their body hair.
شناگران مرد حرفهای موهای بدن خود را میتراشند.
a swimmer whelmed in a raging storm.
شناگری که در طوفان خروشان غرق شده است.
She's out and away the best swimmer on the team.
او از همه بهتر است و بهترین شناگر تیم است.
The swimmer jumped into the water feetfirst.
شناگر با پای به آب پرید.
threw the life preserver to the struggling swimmer;
او جلیقه نجات را به شناگر در حال دست و پا زدن انداخت.
The swimmers cheated death in spite of the storm.
شناگران با وجود طوفان از مرگ جان سالم به در بردند.
The long race tested the swimmer's endurance.
مسابقه طولانی استقامت شناگر را به چالش کشید.
competitive swimmer
شناگر حرفهای
freestyle swimmer
شناگر آزاد
backstroke swimmer
شناگر کرال پشت
open water swimmer
شناگر آب آزاد
That swimmer is through as an athlete.
آن شناگر دیگر به عنوان یک ورزشکار تمام نشده است.
The swimmer gained the shore.
شناگر به ساحل رسید.
The English swimmer came second.
شناگر انگلیسی در جایگاه دوم رسید.
a swimmer riding the waves.
شناگری که روی امواج سوار بود.
a swimmer who was calling for help.
شناگری که درخواست کمک میکرد.
The swimmer won a bronze in the free style.
شناگر مدال برنزی در شنای آزاد برد.
The swimmer suddenly got cramp.
شناگر ناگهان دچار گرفتگی عضلات شد.
Swimmers crowded the beaches.
شناگران سواحل را شلوغ کردند.
The swimmer was swept away by the current.
شناگر با جریان آب برده شد.
The swimmer was striving against the current.
شناگر در برابر جریان آب تلاش می کرد.
a drowning swimmer now safely in the grip of a lifeguard.
یک شناگر غرق شده که اکنون به طور ایمن در چنگال یک ناجی است.
a swimmer hampered by clothing;
شناگری که توسط لباسها دچار مشکل شده است;
The swimmer couldn't hold her breath any longer.
شناگر دیگر نمی توانست نفس خود را نگه دارد.
professional male swimmers shave off their body hair.
شناگران مرد حرفهای موهای بدن خود را میتراشند.
a swimmer whelmed in a raging storm.
شناگری که در طوفان خروشان غرق شده است.
She's out and away the best swimmer on the team.
او از همه بهتر است و بهترین شناگر تیم است.
The swimmer jumped into the water feetfirst.
شناگر با پای به آب پرید.
threw the life preserver to the struggling swimmer;
او جلیقه نجات را به شناگر در حال دست و پا زدن انداخت.
The swimmers cheated death in spite of the storm.
شناگران با وجود طوفان از مرگ جان سالم به در بردند.
The long race tested the swimmer's endurance.
مسابقه طولانی استقامت شناگر را به چالش کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید