| جمع | landlubbers |
landlubber lifestyle
سبک زندگی دزد دری
landlubber mentality
ذهنیت دزد دری
landlubber sailor
دزد دری زمینی
landlubber adventures
ماجراهای دزد دری
landlubber humor
طنز دزد دری
landlubber skills
مهارتهای دزد دری
landlubber experience
تجربه دزد دری
landlubber friends
دوستان دزد دری
landlubber culture
فرهنگ دزد دری
landlubber zone
منطقه دزد دری
as a landlubber, i often feel out of place on boats.
به عنوان یک تازهکار، اغلب در قایقها احساس بیگانگی میکنم.
being a landlubber, she prefers hiking over sailing.
به عنوان یک تازهکار، او ترجیح میدهد به جای قایقسواری، به پیادهروی برود.
the landlubber struggled to keep his balance on the deck.
آن تازهکار برای حفظ تعادلش روی عرشه تلاش میکرد.
many landlubbers are intimidated by the ocean's vastness.
بسیاری از تازهکارها از وسعت اقیانوس میترسند.
my friend is a complete landlubber who gets seasick easily.
دوست من یک تازهکار تمامعیار است که به راحتی دچار تهوع دریا میشود.
the landlubber was fascinated by the sailors' stories.
آن تازهکار از داستانهای دریانوردان شگفتزده شد.
as a landlubber, he had no idea how to tie knots.
به عنوان یک تازهکار، او اصلاً نمیدانست چگونه گره بزند.
landlubbers often miss the thrill of ocean adventures.
تازهکارها اغلب هیجان ماجراهای اقیانوس را از دست میدهند.
the landlubber admired the sailors' skills from afar.
آن تازهکار از دور به مهارتهای دریانوردان نگاه میکرد.
even a landlubber can enjoy a sunset cruise.
حتی یک تازهکار هم میتواند از یک سفر دریایی غروب آفتاب لذت ببرد.
landlubber lifestyle
سبک زندگی دزد دری
landlubber mentality
ذهنیت دزد دری
landlubber sailor
دزد دری زمینی
landlubber adventures
ماجراهای دزد دری
landlubber humor
طنز دزد دری
landlubber skills
مهارتهای دزد دری
landlubber experience
تجربه دزد دری
landlubber friends
دوستان دزد دری
landlubber culture
فرهنگ دزد دری
landlubber zone
منطقه دزد دری
as a landlubber, i often feel out of place on boats.
به عنوان یک تازهکار، اغلب در قایقها احساس بیگانگی میکنم.
being a landlubber, she prefers hiking over sailing.
به عنوان یک تازهکار، او ترجیح میدهد به جای قایقسواری، به پیادهروی برود.
the landlubber struggled to keep his balance on the deck.
آن تازهکار برای حفظ تعادلش روی عرشه تلاش میکرد.
many landlubbers are intimidated by the ocean's vastness.
بسیاری از تازهکارها از وسعت اقیانوس میترسند.
my friend is a complete landlubber who gets seasick easily.
دوست من یک تازهکار تمامعیار است که به راحتی دچار تهوع دریا میشود.
the landlubber was fascinated by the sailors' stories.
آن تازهکار از داستانهای دریانوردان شگفتزده شد.
as a landlubber, he had no idea how to tie knots.
به عنوان یک تازهکار، او اصلاً نمیدانست چگونه گره بزند.
landlubbers often miss the thrill of ocean adventures.
تازهکارها اغلب هیجان ماجراهای اقیانوس را از دست میدهند.
the landlubber admired the sailors' skills from afar.
آن تازهکار از دور به مهارتهای دریانوردان نگاه میکرد.
even a landlubber can enjoy a sunset cruise.
حتی یک تازهکار هم میتواند از یک سفر دریایی غروب آفتاب لذت ببرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید