swiping

[ایالات متحده]/ˈswaɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈswaɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل سرقت یا برداشتن چیزی به سرعت؛ عمل کشیدن کارت برای انجام یک تراکنش

عبارات و ترکیب‌ها

swiping left

کشیدن به چپ

swiping right

کشیدن به راست

swiping cards

کشیدن کارت‌ها

swiping screens

کشیدن صفحه‌ها

swiping gestures

حرکات کشیدن

swiping apps

کشیدن برنامه‌ها

swiping photos

کشیدن عکس‌ها

swiping options

کشیدن گزینه‌ها

swiping features

کشیدن ویژگی‌ها

swiping profiles

کشیدن پروفایل‌ها

جملات نمونه

swiping left on dating apps can help you find the right match.

کشیدن به چپ در برنامه‌های دوستیابی می‌تواند به شما کمک کند تا فرد مناسب را پیدا کنید.

she spent hours swiping through profiles.

او ساعت‌ها پروفایل‌ها را به چپ می‌کشید.

swiping right means you are interested in someone.

کشیدن به راست به این معنی است که شما به کسی علاقه دارید.

he enjoyed swiping through various options.

او از کشیدن گزینه‌های مختلف به چپ لذت می‌برد.

swiping quickly can sometimes lead to missed opportunities.

کشیدن سریع گاهی اوقات می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

many people are now accustomed to swiping on their phones.

اکنون بسیاری از مردم به کشیدن روی تلفن‌های خود عادت کرده‌اند.

swiping is a common feature in many mobile applications.

کشیدن یک ویژگی رایج در بسیاری از برنامه‌های تلفن همراه است.

she felt overwhelmed by all the swiping options available.

او احساس می‌کرد که با تمام گزینه‌های کشیدن موجود، غرق شده است.

swiping can be a fun way to meet new people.

کشیدن می‌تواند راه سرگرم‌کننده‌ای برای ملاقات با افراد جدید باشد.

he was tired of swiping and decided to take a break.

او از کشیدن خسته شده بود و تصمیم گرفت استراحت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید