swishing

[ایالات متحده]/ˈswɪʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈswɪʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای وز وز کردن ایجاد کردن؛ صدای خش خش کردن ایجاد کردن
n. صدای وز وز؛ صدای خش خش
vt. باعث ایجاد صدای وز وز کردن شدن
vi. صدای وز وز کردن ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

swishing sound

صدای سوت کشیدن

swishing motion

حرکت سوت‌کش

swishing tail

دم سوت‌کش

swishing breeze

نسیم سوت‌کش

swishing water

آب سوت‌کش

swishing fabric

پارچه سوت‌کش

swishing hair

موهای سوت‌کش

swishing soundtracks

موسیقی‌های پس‌زمینه سوت‌کش

swishing movement

حرکت سوت‌کش

swishing action

عمل سوت‌کش

جملات نمونه

the cat was swishing its tail in excitement.

گربه با هیجان، دم خود را به حرکت درمی‌آورد.

she could hear the swishing of the leaves in the wind.

او می‌توانست صدای حرکت برگ‌ها در باد را بشنود.

the basketball player was swishing the net with his shot.

بازیکن بسکتبال با شوت خود، شبکه را به داخل می‌برد.

he walked through the grass, swishing his feet playfully.

او با بازیگوشی در چمن قدم زد و پاهایش را به حرکت درمی‌آورد.

the dog was swishing its tail happily when it saw its owner.

وقتی صاحب خود را دید، سگ با خوشحالی دم خود را به حرکت درمی‌آورد.

she enjoyed the swishing sound of her dress as she danced.

او از صدای حرکت لباسش در حین رقص لذت می‌برد.

the wind was swishing through the trees, creating a soothing sound.

باد در میان درختان به حرکت درمی‌آمد و صدای آرام‌بخشی ایجاد می‌کرد.

he felt the swishing of the water as he swam.

او در حین شنا کردن، حرکت آب را احساس کرد.

the sound of swishing fabric filled the room during the fashion show.

در طول نمایش مد، صدای حرکت پارچه اتاق را پر کرد.

as she walked, the swishing of her coat caught everyone's attention.

همانطور که راه می‌رفت، صدای حرکت کت او توجه همه را جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید