whispering

[ایالات متحده]/'hwɪspərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به آرامی یا به طور مخفیانه صحبت یا حرکت کردن؛ تمایل به شایعه پراکنی یا پخش شایعات.
Word Forms
جمعwhisperings
صفت یا فعل حال استمراریwhispering

عبارات و ترکیب‌ها

whispered conversation

گفتگوی زمزمه‌ای

whispering gallery

گالری زمزمه

جملات نمونه

The wind was whispering in the pines.

باد در میان درختان کاج زمزمه می‌کرد.

whispering gallery, whispering dome

گالری زمزمه، گنبد زمزمه

Alison was whispering in his ear.

آلیسون در گوش او زمزمه می‌کرد.

He is whispering to his neighbor.

او با همسایه‌اش زمزمه می‌کند.

lewd whisperings of a dirty old man

نجواهای مبتذل یک مرد پیر کثیف

whispering sweet nothings in her ear.

در گوش او حرف‌های عاشقانه زمزمه می‌کرد.

He was whispering sweet nothings in her ear.

او حرف‌های عاشقانه را در گوش او زمزمه می‌کرد.

The two girls were whispering in the library.

دو دختر در کتابخانه زمزمه می‌کردند.

With a quick look the teacher reproved the child for whispering in class.

با نگاهی سریع، معلم کودک را به دلیل صحبت کردن در کلاس مورد توبیخ قرار داد.

All that giggling and whispering was too much for me — I had to leave the room.

آن خنده‌های و زمزمه‌ها برای من زیاد بود — من مجبور شدم اتاق را ترک کنم.

Alex and Tony Fontaine were whispering in the ears of Dimity Munroe and sending her into gales of giggles.

الکس و تونی فونتن در گوش‌های دیمیتی مونرو زمزمه می‌کردند و او را به خنده می‌انداختند.

Viva Tattersall:《Looking Forward》《The Unguarded Hour》《Souls at Sea》《Cynara》《The Call of the Savage》《Picture Brides》《The Whispering Shadow》

ویوا تت‌رزال:《نگاهی به آینده》 《ساعت ناگفته》 《ارواح در دریا》 《سینارا》 《فریاد وحشی》 《عروسان تصویر》 《سایه‌های زمزمه‌گر»

Under the upswelling tide he saw the writhing weeds lift languidly and sway reluctant arms, hising up their petticoats, in whispering water swaying and upturning coy silver fronds.

تحت تاثیر جزر و مدی رو به افزایش، او علف‌های پیچ خورده را دید که به آرامی بلند می‌شدند و بازوهای اکراه کننده را به حرکت در می‌آوردند، دامن‌های خود را بالا می‌بردند، در آب زمزمه‌کننده به حرکت در می‌آمدند و برگ‌های نقره‌ای خجالتی را به سمت بالا می‌چرخاندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید