swivel

[ایالات متحده]/'swɪv(ə)l/
[بریتانیا]/'swɪvl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانیزم چرخشی، مانند مفصل چرخشی یا محور چرخشی
vt. & vi. چرخیدن یا تغییر جهت دادن
Word Forms
زمان گذشتهswivelled
صفت یا فعل حال استمراریswivelling
شکل سوم شخص مفردswivels
قسمت سوم فعلswivelled
جمعswivels

عبارات و ترکیب‌ها

swivel chair

صندلی چرخشی

swivel base

پایه‌ی چرخشی

swivel mechanism

مکانیزم چرخشی

swivel joint

اتصال چرخشی

جملات نمونه

slued the swivel chair around

چرخش صندلی گردان

She returned to the swivel chair behind her desk.

او به صندلی گردان پشت میزش بازگشت.

L rectification and rotating joint: Deskew, swivels, and so on;

اصلاح و مفصل چرخشی: کج‌نمایی، چرخش و غیره;

So,technical innovation of casing scratcher is done.Free swivel joint is successfully applied.

بنابراین، نوآوری فنی در اسکرپر بدنه انجام شده است. مفصل کشویی آزاد با موفقیت اعمال شده است.

slued the swivel chair around; sluing the boom of a crane.

چرخش صندلی گردان؛ حرکت دادن بازوی جرثقیل.

She used a swivel chair to easily turn around in her office.

او از یک صندلی گردان برای چرخیدن به راحتی در دفترش استفاده کرد.

The swivel mechanism on the camera tripod allows for smooth panning.

مکانیزم چرخشی روی سه‌پایه دوربین به حرکت روان امکان می‌دهد.

He swiveled his head around to see who was calling his name.

او سرش را چرخاند تا ببیند چه کسی اسمش را صدا می‌کرد.

The swivel joint on the robot arm enables it to move in multiple directions.

مفصل چرخشی روی بازوی ربات به آن امکان می‌دهد تا در جهات مختلف حرکت کند.

The office chair has a swivel base for easy mobility.

صندلی اداری دارای یک پایه چرخشی برای تحرک آسان است.

She swiveled the spotlight to illuminate the stage.

او چراغ‌افکن را چرخاند تا صحنه را روشن کند.

The swivel lock on the suitcase kept her belongings secure during the trip.

قفل چرخشی روی چمدان وسایل او را در طول سفر ایمن نگه داشت.

A swivel hook is used to hang the plant basket from the ceiling.

از یک قلاب چرخشی برای آویزان کردن سبد گیاه از سقف استفاده می‌شود.

He adjusted the swivel mount to get the best angle for the TV.

او پایه نگهدارنده چرخشی را تنظیم کرد تا بهترین زاویه را برای تلویزیون به دست آورد.

The swivel gun on the pirate ship could be aimed in any direction.

توپ چرخشی روی کشتی دزدان دریایی را می‌توان در هر جهتی نشانه گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید