immobilize

[ایالات متحده]/ɪ'məʊbɪlaɪz/
[بریتانیا]/ɪ'mobə'laɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ناتوان کردن از حرکت، ثابت کردن.
Word Forms
زمان گذشتهimmobilized
قسمت سوم فعلimmobilized
صفت یا فعل حال استمراریimmobilizing
شکل سوم شخص مفردimmobilizes

جملات نمونه

the car had been immobilized by a wheel clamp.

خودرو توسط نگهدارنده چرخ غیرفعال شده بود.

other children in the ward were immobilized in traction.

کودکان دیگر در بخش در گچ غیرفعال شده بودند.

Severe weather immobilized the rescue team.

شرایط آب و هوای شدید تیم نجات را غیرفعال کرد.

Using lacunaris polyester as immobilized carrier,The immobilized of XN1 and continuous production of bioflocculant were studied in this paper.

با استفاده از پلی استر لاکوناریس به عنوان حامل غیرفعال، غیرفعال شدن XN1 و تولید مداوم زیست منعقد کننده در این مقاله مورد مطالعه قرار گرفت.

Abstract The experiments were performed on albino rats immobilized by flaxedil.

چکیده. آزمایش‌ها روی موش‌های آلبینو که با فلاکسیدیل بی‌حرکت شده بودند، انجام شد.

Penicillinase,hematein and nano gold colloid were immobilized,as a modified membrane,on a plane Pt electrode by glutaraldehyde-bovine serum albumin.

پنی‌سیلاز، هماتین و نانوذره طلا به عنوان یک غشا اصلاح شده با استفاده از گلوتارآلدهید-آلبومین سرم گاومیش بر روی یک الکترود Pt مسطح غیرفعال شدند.

Nocardia cells possessing epoxysuccinate hydrase activity immobilized with κ-carrageenan was used to produce L(+)tartaric acid.

سلول‌های نوکاردیا که دارای فعالیت هیدراز اپوکسی سوکسینات غیرفعال شده با کاراگینان κ بودند برای تولید اسید L(+) تارتاریک مورد استفاده قرار گرفتند.

L-asparaginase was immobilized via physical entrapment within poly (acrylamide/N,N? methylenebisacrylamide) copolymer gels.

L-آسپارگیناز از طریق به دام انداختن فیزیکی در ژل‌های کوپلیمری (آکریلامید/N،N؟ متیلن بیسآکریلامید) غیرفعال شد.

Abstract The influence due to the stimulation of the auditory cortex on the response of the MGB units was investigated on 39 adult rabbits immobilized with Flaxedil.

چکیده. تأثیر تحریک قشر شنوایی بر پاسخ واحدهای MGB در 39 خرگوش بالغ که با فلاکسیل بی حرکت شده بودند، مورد بررسی قرار گرفت.

Beton activates a man-sized gin to catch his target. Four hemicyclic iron ring will jut from the ground and immobilize the target.

بتون یک گین با اندازه مرد را برای گرفتن هدف فعال می کند. چهار حلقه آهنی نیم دایره ای از زمین بیرون زده و هدف را بی حرکت می کند.

s: Sodium alginate and polyvinyl alcohol were separately used as carriers to entrap and immobilize the high efficiency degradating bacterium of succinonitrile.

s: الگینات سدیم و الکل پلی وینیل به طور جداگانه به عنوان حامل برای به دام انداختن و غیرفعال کردن باکتری تجزیه کننده با راندمان بالا سوکینیلونیتریل استفاده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید