sympathies

[ایالات متحده]/[ˈsɪmpəθiz]/
[بریتانیا]/[ˈsɪmpəθɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس ترحم و درک نسبت به دیگران؛ ابراز همدلی
v. احساس یا ابراز همدلی کردن؛ ارتباط برقرار کردن و نشان دادن درک از احساسات دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

my sympathies

همدردی من

express sympathies

ابراز همدردی

sympathies to you

همدردی با شما

extend sympathies

اعطای همدردی

deep sympathies

همدردی عمیق

offering sympathies

ارائه همدردی

accepting sympathies

پذیرش همدردی

with sympathies

با همدردی

our sympathies

همدردی ما

send sympathies

ارسال همدردی

جملات نمونه

please accept my deepest sympathies for your loss.

لطفاً در غم و اندوه شما سهیم باشم.

i extend my sympathies to the victims and their families.

من مرثیه خود را به قربانیان و خانواده‌هایشان تسلیت می‌گویم.

our sympathies are with you during this difficult time.

در این زمان سخت، مرثیه ما با شماست.

the company expressed its sympathies to the affected employees.

شرکت مرثیه خود را به کارمندان آسیب‌دیده ابراز کرد.

i wanted to offer my sympathies on the passing of your mother.

می‌خواستم مرثیه خود را در مورد فوت مادرتان ابراز کنم.

she received many letters of sympathy after the accident.

او پس از حادثه نامه‌های زیادی با مرثیه دریافت کرد.

we have no words to express our sympathies adequately.

ما کلماتی برای ابراز مرثیه خود به طور مناسب نداریم.

the team sent a card expressing their sympathies.

تیم کارتی برای ابراز مرثیه خود ارسال کرد.

i’m so sorry to hear it; please accept my sympathies.

خیلی متاسفم که این را شنیدم؛ لطفاً مرثیه من را بپذیرید.

the newspaper published a statement of sympathies.

روزنامه بیانیه‌ای از مرثیه منتشر کرد.

i offer my heartfelt sympathies for the tragic event.

من مرثیه صمیمانه خود را برای این حادثه غم‌انگیز ابراز می‌کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید