synergizing

[ایالات متحده]/ˈsɪnədʒaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɪnərdʒaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترکیب یا ادغام افراد، تلاش‌ها یا سیستم‌ها به گونه‌ای که به طور مؤثرتر با هم کار کنند؛ ایجاد تکامل
n. عمل یا فرایند ترکیب یا ادغام به منظور ایجاد تکامل

عبارات و ترکیب‌ها

synergizing teams

همکاری گروه‌ها

synergizing efforts

همکاری تلاش‌ها

synergizing ideas

همکاری ایده‌ها

synergizing resources

همکاری منابع

synergizing strengths

همکاری نقاط قوت

synergizing workflows

همکاری فرآیندها

جملات نمونه

we are synergizing our marketing strategy with the sales team to boost quarterly revenue.

ما استراتژی بازاریابی خود را با تیم فروش همکاری می‌کنیم تا درآمد فصلی را افزایش دهیم.

the engineers are synergizing efforts across departments to meet the product launch deadline.

مهندسان تلاش‌های خود را در سراسر بخش‌ها همکاری می‌کنند تا به مهلت راه‌اندازی محصول دست یابند.

by synergizing resources, the nonprofit expanded services without increasing overhead costs.

با همکاری منابع، سازمان غیرانتفاعی خدمات خود را گسترش داد بدون افزایش هزینه‌های عملیاتی.

they are synergizing data from multiple sources to improve forecasting accuracy.

آن‌ها داده‌ها را از منابع مختلف همکاری می‌کنند تا دقت پیش‌بینی را بهبود بخشند.

we are synergizing our strengths to deliver better customer service.

ما قوت‌های خود را همکاری می‌کنیم تا خدمات مشتری بهتری ارائه دهیم.

the partners are synergizing their capabilities to enter new markets faster.

شریک‌ها توانایی‌های خود را همکاری می‌کنند تا سریع‌تر بازارهای جدید را وارد شوند.

our team is synergizing workflows to reduce handoffs and avoid duplicated work.

تیم ما فرآیندهای کار را همکاری می‌کنند تا انتقال‌های کار را کاهش دهند و کار تکراری را جلوگیری کنند.

she is synergizing cross-functional collaboration to resolve issues before they escalate.

او همکاری بین بخش‌های مختلف را انجام می‌دهد تا مسائل قبل از اینکه تشدید شوند حل شوند.

the program is synergizing community outreach with local schools to increase participation.

این برنامه ارتباط با جامعه را با مدارس محلی همکاری می‌کند تا شرکت را افزایش دهد.

we are synergizing technology and process improvements to cut cycle time.

ما فناوری و بهبود فرآیندها را همکاری می‌کنیم تا زمان چرخه را کاهش دهیم.

the designers are synergizing creative ideas with user research to refine the interface.

طراحان ایده‌های خلاقانه را با تحقیقات کاربر همکاری می‌کنند تا واجه را بهبود بخشند.

by synergizing operations with procurement, the company negotiated better supplier terms.

با همکاری عملیات با خرید، شرکت شرایط بهتر فروشندگان را مذاکره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید