séance

[ایالات متحده]/[ˈseɪɒns]/
[بریتانیا]/[ˈseɪɑːns]/

ترجمه

n. جلسه‌ای که در آن مردم سعی می‌کنند با مردها ارتباط برقرار کنند؛ جلسه یا مشاوره، به ویژه با یک پزشک یا درمانگر.

عبارات و ترکیب‌ها

séance room

اتاق جلسه

attend a séance

شرکت در جلسه

holding a séance

برگزاری جلسه

séance experience

تجربه جلسه

séance table

میز جلسه

séance medium

میانی جلسه

had a séance

جلسه داشت

séance circle

دایره جلسه

séance lights

نورهای جلسه

séance recordings

ثبت‌های جلسه

جملات نمونه

we attended a fascinating séance last night to contact a deceased relative.

ما شب گذشته به یک جلسه جادویی جذاب حضور یافتیم تا با یک نزدیک فوت شده ارتباط برقرار کنیم.

the medium prepared the room for the séance, dimming the lights and lighting candles.

میانجی جلسه جادویی را آماده کرد، نورها را کم کرد و شمع ها را روشن کرد.

skeptics often dismiss séances as elaborate hoaxes and psychological tricks.

نقد کنندگان اغلب جلسات جادویی را به عنوان فریب های پیچیده و تrick های روان شناختی نادیده می گیرند.

the participants held hands tightly during the séance, hoping for a connection.

شرکت کنندگان در طول جلسه جادویی دست های خود را به شدت گرفتند، امیدوار به ارتباط.

she researched the history of séances before attending the event.

او قبل از شرکت در رویداد، تاریخ جلسات جادویی را مطالعه کرد.

the séance began with a brief introduction and explanation of the process.

جلسه جادویی با مقدمه ای کوتاه و توضیح فرایند شروع شد.

the atmosphere in the room was tense before the séance commenced.

همایش قبل از شروع جلسه جادویی، فضای اتاق تنش داشت.

many people find séances unsettling due to the potential for supernatural experiences.

بسیاری از افراد از جلسات جادویی ناراحت می شوند به دلیل احتمال تجربه های فراتر از طبیعی.

the group organized a private séance in their victorian-era home.

گروه یک جلسه جادویی خصوصی را در خانه دوره ویکتوریایی خود سازمان داد.

the investigator documented the entire séance meticulously, taking detailed notes.

تحقیقات کننده تمام جلسه جادویی را با دقت ثبت کرد و یادداشت های جزئیاتی گرفت.

despite their skepticism, they agreed to attend the séance as observers.

با وجود شک و تردید خود، آنها موافقت کردند تا به عنوان مشاهده کنندگان به جلسه جادویی بپیوندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید