tablespoons

[ایالات متحده]/ˈteɪbəlspuːnz/
[بریتانیا]/ˈteɪbəlspuːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قاشق بزرگ برای سرو یا خوردن؛ مقداری که یک قاشق غذاخوری می‌تواند نگه دارد

عبارات و ترکیب‌ها

two tablespoons

دو قاشق غذاخوری

three tablespoons

سه قاشق غذاخوری

four tablespoons

چهار قاشق غذاخوری

one tablespoon

یک قاشق غذاخوری

five tablespoons

پنج قاشق غذاخوری

six tablespoons

شش قاشق غذاخوری

seven tablespoons

هفت قاشق غذاخوری

eight tablespoons

هشت قاشق غذاخوری

nine tablespoons

نه قاشق غذاخوری

ten tablespoons

ده قاشق غذاخوری

جملات نمونه

she added two tablespoons of sugar to the recipe.

او دو قاشق غذاخوری شکر به دستور العمل اضافه کرد.

can you measure out three tablespoons of olive oil?

آیا می توانید سه قاشق غذاخوری روغن زیتون اندازه گیری کنید؟

he used four tablespoons of flour to thicken the sauce.

او از چهار قاشق غذاخوری آرد برای غلیظ کردن سس استفاده کرد.

the recipe calls for six tablespoons of butter.

دستور العمل به شش قاشق غذاخوری کره نیاز دارد.

mix in two tablespoons of vinegar for extra flavor.

برای طعم بیشتر، دو قاشق غذاخوری سرکه را مخلوط کنید.

we need five tablespoons of water to dissolve the powder.

ما به پنج قاشق غذاخوری آب برای حل کردن پودر نیاز داریم.

she sprinkled two tablespoons of salt over the vegetables.

او دو قاشق غذاخوری نمک روی سبزیجات پاشید.

for the dressing, combine three tablespoons of lemon juice.

برای تهیه سس، سه قاشق غذاخوری آب لیمو را با هم ترکیب کنید.

he recommended using one tablespoon of honey in tea.

او توصیه کرد از یک قاشق غذاخوری عسل در چای استفاده کنید.

to make the cake, you need eight tablespoons of sugar.

برای تهیه کیک، به هشت قاشق غذاخوری شکر نیاز دارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید