tackles

[ایالات متحده]/ˈtækəlz/
[بریتانیا]/ˈtækəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزار یا تجهیزات استفاده شده برای هدف خاص؛ قرقره یا تجهیزات ماهیگیری؛ بازیکن دفاعی در ورزش
v. به یک مشکل رسیدگی کردن یا آن را حل کردن؛ با کسی یا چیزی مقابله کردن یا برخورد کردن؛ با کسی مذاکره کردن یا مسئله‌ای را مطرح کردن

عبارات و ترکیب‌ها

tackles issues

حل مسائل

tackles challenges

حل چالش‌ها

tackles problems

حل مشکلات

tackles tasks

انجام وظایف

tackles obstacles

غلبه بر موانع

tackles conflicts

حل اختلافات

tackles goals

رسیدن به اهداف

tackles difficulties

مقابله با دشواری‌ها

tackles situations

مقابله با موقعیت‌ها

جملات نمونه

the team tackles the issue of climate change head-on.

تیم با مسئله تغییرات آب و هوایی به طور مستقیم مقابله می کند.

she tackles difficult subjects with ease.

او به راحتی با موضوعات دشوار مقابله می کند.

the coach tackles the players' weaknesses during practice.

مربی نقاط ضعف بازیکنان را در طول تمرین مورد توجه قرار می دهد.

he tackles his responsibilities with great determination.

او مسئولیت های خود را با پشتکار فراوان انجام می دهد.

the government tackles poverty through various initiatives.

دولت با استفاده از طرح های مختلف، فقر را مورد هدف قرار می دهد.

the book tackles complex themes in a simple way.

کتاب مضامین پیچیده را به روشی ساده مورد بررسی قرار می دهد.

she tackles her fears by facing them directly.

او با رویارویی مستقیم با آنها، ترس های خود را از بین می برد.

the documentary tackles the realities of urban life.

مستند به واقعیت های زندگی شهری می پردازد.

the project tackles the challenge of renewable energy.

پروژه به چالش انرژی های تجدیدپذیر می پردازد.

the teacher tackles student engagement in the classroom.

معلم به دنبال افزایش مشارکت دانش آموزان در کلاس درس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید