tactical

[ایالات متحده]/'tæktikəl/
[بریتانیا]/ˈtæktɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تاکتیک، استراتژی، ماهر در تاکتیک

عبارات و ترکیب‌ها

tactical approach

رویکرد تاکتیکی

tactical advantage

مزیت تاکتیکی

tactical decision

تصمیم تاکتیکی

tactical maneuver

مانور تاکتیکی

tactical planning

برنامه‌ریزی تاکتیکی

tactical missile

موشک تاکتیکی

tactical consciousness

هوشیاری تاکتیکی

جملات نمونه

a general of great tactical skill

یک ژنرال با مهارت تاکتیکی بزرگ

his resignation was a tactical gambit.

استعفای او یک حرکت تاکتیکی بود.

The police were forced to make a tactical withdrawal.

پلیس مجبور به عقب‌نشینی تاکتیکی شد.

Her withdrawal from the contest was a tactical manoeuvre.

ساقط شدن او از مسابقه یک مانور تاکتیکی بود.

as a tactical officer in the field he had no equal.

به عنوان یک افسر تاکتیکی در صحنه، هیچ‌کس با او برابری نداشت.

The Kenyan athlete made a tactical error in starting too fast.

ورزشکار کنیایی مرتکب اشتباه تاکتیکی شد، زیرا خیلی سریع شروع کرد.

in a tactical retreat, she moved into a hotel with her daughters.

در یک عقب‌نشینی تاکتیکی، او با دخترانش به هتلی رفت.

The smallest tactical unit in the Roman army trusted with independent maneuver was the 120-man maniple.

کوچکترین واحد تاکتیکی در ارتش روم که با مانور مستقل مورد اعتماد قرار می‌گرفت، دسته 120 نفره بود.

Is it not chiefly because they upheld the principle of serving the people, established exemplary relations with the people through sacrificing their own interests, crated inside the armed forces a comradeship that brought the initiative of junior officers and the rank and file into full play, relied on the masses, analyzed the experience of each battle, and from battle to battle made continuous progress, both strategic and tactical?

آیا این امر عمدتاً به این دلیل نیست که آنها اصل خدمت به مردم را حفظ کردند، روابط نمونه با مردم را از طریق ایثار منافع خود ایجاد کردند، رفاقتى را در نیروهاى مسلح ایجاد کردند که ابتکار افسران ارشد و صفوف را به طور کامل به نمایش گذاشت، به توده ها اعتماد کرد، تجربه هر نبرد را تجزیه و تحلیل کرد و از نبرد به نبرد به طور مداوم پیشرفت کرد، هم از نظر استراتژیک و هم از نظر تاکتیکى؟

نمونه‌های واقعی

I'm not into long-range tactical precision shooting.

من علاقه‌ای به تیراندازی دقیق تاکتیکی برد بلند ندارم.

منبع: VOA Standard English_Americas

North Korea says it test-fired tactical guided missiles.

کره شمالی اعلام کرده که موشک‌های هدایت‌شونده تاکتیکی را آزمایش کرده است.

منبع: AP Listening January 2022 Collection

Only if it doubles as a tactical weapon, Finch.

فقط در صورتی که به عنوان یک سلاح تاکتیکی نیز عمل کند، فینچ.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

(Pakistan is building up its stockpile of tactical nuclear weapons.)

(پاکستان در حال افزایش ذخیره سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی خود است).

منبع: Time

That's one of those tactical totes, isn't it?

این یکی از آن کیف‌های تاکتیکی است، اینطور نیست؟

منبع: Modern Family - Season 07

He refers to this bias as a major tactical error.

او به این تعصب به عنوان یک اشتباه تاکتیکی بزرگ اشاره می‌کند.

منبع: Newsweek

Prosecutors say the suspects held tactical trainings in different states.

دادستان‌ها می‌گویند که مظنونان در ایالت‌های مختلف آموزش‌های تاکتیکی برگزار کرده‌اند.

منبع: NPR News October 2020 Collection

And Russia would keep control of the tactical nuclear weapons.

و روسیه کنترل سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی را حفظ خواهد کرد.

منبع: VOA Special June 2023 Collection

We made a tactical error turning our back on Elias.

ما با پشت کردن به الیاس، مرتکب اشتباه تاکتیکی شدیم.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Rico. We'll need special tactical equipment.

ریکو. ما به تجهیزات تاکتیکی ویژه نیاز داریم.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید