talker

[ایالات متحده]/'tɔ:kə/
[بریتانیا]/ˈtɔkɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوینده؛ گفت‌وگوکننده.
Word Forms
جمعtalkers

عبارات و ترکیب‌ها

smooth talker

فریبنده

جملات نمونه

You have to hand it to her; she's a good talker.

باید به او اعتبار داد؛ او سخنران خوبی است.

The salesman was a real fast talker, and somehow managed to convince me to buy the most expensive model!

فروشنده یک فریبکار واقعی بود و به نحوی توانست مرا متقاعد کند که گران‌ترین مدل را بخرم!

He is a smooth talker.

او یک سخنران مسلط است.

She is known as a great talker.

او به عنوان یک سخنران عالی شناخته می شود.

The politician is a charismatic talker.

سیاستمدان یک سخنران کاریزماتیک هستند.

She can be quite a chatterbox, a non-stop talker.

او می تواند بسیار گپ‌زن باشد، یک سخنران غیرقابل توقف.

The salesperson is a persuasive talker.

فروشنده یک سخنران متقاعد کننده است.

He is a confident talker in public speaking.

او یک سخنران با اعتماد به نفس در سخنرانی عمومی است.

The professor is an engaging talker in the classroom.

استاد یک سخنران جذاب در کلاس درس است.

The radio host is a lively talker on air.

مجری رادیو یک سخنران پرانرژی در هوا است.

She is a motivational talker, inspiring others with her words.

او یک سخنران انگیزشی است که با کلمات خود دیگران را الهام بخش می کند.

The comedian is a witty talker, always making people laugh.

کمدین یک سخنران باهوش است، همیشه مردم را به خنده وا می دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید