| جمع | chatterboxes |
chatterbox friend
دوست گپگو
little chatterbox
گپگو کوچک
chatterbox at work
گپگو در محل کار
chatterbox personality
شخصیت گپگو
chatterbox kids
کودکان گپگو
chatterbox group
گروه گپگو
chatterbox session
جلسه گپگو
chatterbox habit
عادت گپگو
chatterbox moments
لحظات گپگو
chatterbox talk
صحبتهای گپگو
she is such a chatterbox; she never stops talking.
او خیلی زر و زباله گو است؛ هرگز دست از صحبت کردن برندارد.
being a chatterbox can sometimes annoy others.
اینکه زیاد صحبت کند گاهی اوقات دیگران را آزار می دهد.
my friend is a chatterbox and loves to share stories.
دوست من خیلی زیاد صحبت می کند و عاشق به اشتراک گذاشتن داستان هاست.
as a chatterbox, she always has something to say.
به عنوان یک فرد زیاد صحبت کننده، او همیشه چیزی برای گفتن دارد.
he was labeled a chatterbox in school for his endless talking.
او به دلیل صحبت کردن بی پایانش در مدرسه به عنوان یک فرد زیاد صحبت کننده شناخته شد.
sometimes being a chatterbox can help break the ice.
گاهی اوقات زیاد صحبت کردن می تواند به شکستن یخ کمک کند.
her chatterbox nature makes her the life of the party.
طبیعت زیاد صحبت کنندگی او باعث می شود که او روح مهمانی باشد.
chatterboxes often have a lot of friends because they are so engaging.
افراد زیاد صحبت کننده اغلب دوست زیادی دارند زیرا بسیار جذاب هستند.
being a chatterbox is not always a bad thing; it can be entertaining.
اینکه زیاد صحبت کند همیشه چیز بدی نیست؛ می تواند سرگرم کننده باشد.
he was often teased for being a chatterbox during class.
او اغلب به دلیل اینکه زیاد صحبت می کرد در طول کلاس مسخره می شد.
chatterbox friend
دوست گپگو
little chatterbox
گپگو کوچک
chatterbox at work
گپگو در محل کار
chatterbox personality
شخصیت گپگو
chatterbox kids
کودکان گپگو
chatterbox group
گروه گپگو
chatterbox session
جلسه گپگو
chatterbox habit
عادت گپگو
chatterbox moments
لحظات گپگو
chatterbox talk
صحبتهای گپگو
she is such a chatterbox; she never stops talking.
او خیلی زر و زباله گو است؛ هرگز دست از صحبت کردن برندارد.
being a chatterbox can sometimes annoy others.
اینکه زیاد صحبت کند گاهی اوقات دیگران را آزار می دهد.
my friend is a chatterbox and loves to share stories.
دوست من خیلی زیاد صحبت می کند و عاشق به اشتراک گذاشتن داستان هاست.
as a chatterbox, she always has something to say.
به عنوان یک فرد زیاد صحبت کننده، او همیشه چیزی برای گفتن دارد.
he was labeled a chatterbox in school for his endless talking.
او به دلیل صحبت کردن بی پایانش در مدرسه به عنوان یک فرد زیاد صحبت کننده شناخته شد.
sometimes being a chatterbox can help break the ice.
گاهی اوقات زیاد صحبت کردن می تواند به شکستن یخ کمک کند.
her chatterbox nature makes her the life of the party.
طبیعت زیاد صحبت کنندگی او باعث می شود که او روح مهمانی باشد.
chatterboxes often have a lot of friends because they are so engaging.
افراد زیاد صحبت کننده اغلب دوست زیادی دارند زیرا بسیار جذاب هستند.
being a chatterbox is not always a bad thing; it can be entertaining.
اینکه زیاد صحبت کند همیشه چیز بدی نیست؛ می تواند سرگرم کننده باشد.
he was often teased for being a chatterbox during class.
او اغلب به دلیل اینکه زیاد صحبت می کرد در طول کلاس مسخره می شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید