tallest

[ایالات متحده]/[ˈtɑːlɪst]/
[بریتانیا]/[ˈtɑːlɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بلندترین؛ از بیشترین ارتفاع؛ برای مقایسه افراد یا اشیاء از نظر قد
adv. تا بیشترین حد؛ خیلی

عبارات و ترکیب‌ها

tallest building

بلندترین ساختمان

tallest man

بلندقدترین مرد

be tallest

بلندترین باش

tallest tree

بلندترین درخت

tallest peak

بلندترین قله

becoming tallest

در حال تبدیل شدن به بلندترین

tallest point

بلندترین نقطه

tallest tower

بلندترین برج

tallest player

بلندقدترین بازیکن

was tallest

بلندترین بود

جملات نمونه

the tallest building in the city is the empire state building.

بلندترین ساختمان در شهر، ساختمان امپایر استیت است.

he is the tallest player on the basketball team.

او بلندقدترین بازیکن تیم بسکتبال است.

mount everest is the tallest mountain in the world.

کوه اورست بلندترین کوه جهان است.

what is the tallest tree in this forest?

بلندترین درخت در این جنگل چیست؟

she dreamed of being the tallest dancer on stage.

او رویای تبدیل شدن به بلندقدترین رقصنده روی صحنه را داشت.

the tallest redwood trees can reach over 300 feet.

بلندترین درختان سرخ‌چوب می‌توانند به ارتفاع بیش از 300 فوت برسند.

he measured himself against the wall to see how tall he was compared to the tallest person.

او قد خود را در برابر دیوار اندازه گرفت تا ببیند چقدر از نظر قد با بلندقدترین شخص تفاوت دارد.

the tallest child in the class received a special award.

بلندقدترین کودک کلاس، جایزه ویژه ای دریافت کرد.

the tallest skyscraper dominates the skyline.

بلندترین آسمان‌خراش بر خط افق مسلط است.

the tallest flagpole waved proudly in the wind.

بلندترین سوسن با افتخار در باد به اهتزاز درآمد.

the tallest structure on campus is the library.

بلندترین سازه در محوطه دانشگاه، کتابخانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید