tallying up
جمعآوری
tallying losses
جمعآوری زیانها
tallying votes
جمعآوری رایها
tallying sheet
برگ جمعآوری
tallying results
جمعآوری نتایج
tallying expenses
جمعآوری هزینهها
tallying figures
جمعآوری ارقام
tallying marks
جمعآوری نمرات
tallying inventory
جمعآوری موجودی
tallying scores
جمعآوری امتیازها
we spent the afternoon tallying votes for the student council election.
ما بعدازظهر را به شمار گذاری رایهای انتخابات شورای دانشآموزی گذراندیم.
the accountant is tallying the monthly expenses to prepare the report.
حسابدار را به شمار گذاری هزینههای ماهانه برای آماده سازی گزارش مشغول دیده میشود.
after the race, they started tallying the runners' times.
پس از رقابت، آنها شروع به شمار گذاری زمان دویدن دویدهها کردند.
the volunteers were tallying donations at the fundraising event.
کارگزاران در رویداد جمع آوری کمکهای مالی به شمار گذاری دهقانیها مشغول بودند.
the auditor is tallying the inventory to ensure accuracy.
مراجع، موجودیها را به شمار گذاری میکند تا دقت را تضمین کند.
we need to start tallying the results of the survey tomorrow.
ما باید فردا شروع به شمار گذاری نتایج پرسشنامه کنیم.
the team is tallying points to see who wins the competition.
تیم به شمار گذاری امتیازات برای دیدن اینکه چه کسی در رقابت برنده میشود مشغول است.
the cashier was tallying the sales at the end of the day.
کاشر در پایان روز به شمار گذاری فروشها مشغول بود.
the researchers are tallying data from the experiment.
پژوهشگران به شمار گذاری دادههای آزمایش مشغول هستند.
the committee is tallying member feedback on the proposal.
کمیته به شمار گذاری بازخورد اعضاء درباره پیشنهاد مشغول است.
the finance department is tallying revenue and expenses.
واحد مالی به شمار گذاری درآمدها و هزینهها مشغول است.
tallying up
جمعآوری
tallying losses
جمعآوری زیانها
tallying votes
جمعآوری رایها
tallying sheet
برگ جمعآوری
tallying results
جمعآوری نتایج
tallying expenses
جمعآوری هزینهها
tallying figures
جمعآوری ارقام
tallying marks
جمعآوری نمرات
tallying inventory
جمعآوری موجودی
tallying scores
جمعآوری امتیازها
we spent the afternoon tallying votes for the student council election.
ما بعدازظهر را به شمار گذاری رایهای انتخابات شورای دانشآموزی گذراندیم.
the accountant is tallying the monthly expenses to prepare the report.
حسابدار را به شمار گذاری هزینههای ماهانه برای آماده سازی گزارش مشغول دیده میشود.
after the race, they started tallying the runners' times.
پس از رقابت، آنها شروع به شمار گذاری زمان دویدن دویدهها کردند.
the volunteers were tallying donations at the fundraising event.
کارگزاران در رویداد جمع آوری کمکهای مالی به شمار گذاری دهقانیها مشغول بودند.
the auditor is tallying the inventory to ensure accuracy.
مراجع، موجودیها را به شمار گذاری میکند تا دقت را تضمین کند.
we need to start tallying the results of the survey tomorrow.
ما باید فردا شروع به شمار گذاری نتایج پرسشنامه کنیم.
the team is tallying points to see who wins the competition.
تیم به شمار گذاری امتیازات برای دیدن اینکه چه کسی در رقابت برنده میشود مشغول است.
the cashier was tallying the sales at the end of the day.
کاشر در پایان روز به شمار گذاری فروشها مشغول بود.
the researchers are tallying data from the experiment.
پژوهشگران به شمار گذاری دادههای آزمایش مشغول هستند.
the committee is tallying member feedback on the proposal.
کمیته به شمار گذاری بازخورد اعضاء درباره پیشنهاد مشغول است.
the finance department is tallying revenue and expenses.
واحد مالی به شمار گذاری درآمدها و هزینهها مشغول است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید