tangential

[ایالات متحده]/tænˈdʒenʃl/
[بریتانیا]/tænˈdʒenʃl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور غیرمستقیم مرتبط; ثانویه; حاشیه‌ای; انحرافی; مماس

عبارات و ترکیب‌ها

tangential velocity

سرعت مماسی

tangential direction

جهت مماسی

tangential stress

تنش مماسی

tangential force

نیروی مماسی

tangential component

مؤلفه مماسی

tangential strain

کرنش مماسی

جملات نمونه

the reforms were tangential to efforts to maintain a basic standard of life.

اصلاحات به تلاش برای حفظ یک سطح زندگی اساسی مرتبط نبودند.

Tangential flow membrane chromatographic column is a new model of immunoadsorption therapy from blood.

ستون کروماتوگرافی غشایی با جریان مماسی یک مدل جدید از درمان ایمونوآدсорپسیون از خون است.

For a small cover over a polytope, its equivariant cobordism class is determined by the tangential representation set.

برای یک پوشش کوچک روی یک چندوجهی، کلاس کوبوردیزم هم‌ارز آن توسط مجموعه نمایش مماسی تعیین می‌شود.

By reducing the tangential representation set of small covers over prisms to a prime form,this article determines the classification of small covers over prisms up to equivariant cobordism.

با کاهش مجموعه نمایش مماسی پوشش‌های کوچک روی منشورها به یک فرم اول، این مقاله طبقه‌بندی پوشش‌های کوچک روی منشورها تا حد کوبوردیزم هم‌ارز را تعیین می‌کند.

By becoming involved with tangential issues, it hopes to hide the real question and keep it out of mind.The ego's characteristic busyness with nonessentials is for precisely that purpose.

با درگیر شدن با مسائل حاشیه ای، امیدوار است سوال اصلی را پنهان کند و آن را از ذهن دور نگه دارد. تباه کاری مشخص خودخواهانه با غیرضروريات دقیقا برای این منظور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید