tangibles

[ایالات متحده]/[ˈtæŋ.zə.bəls]/
[بریتانیا]/[ˈtæŋ.zə.bəls]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که می‌توان آن‌ها را لمس یا نگه داشت؛ اشیاء فیزیکی؛ دارایی‌هایی که دارای شکل فیزیکی هستند و می‌توان آن‌ها را دید و لمس کرد.
adj. مربوط به چیزهای قابل لمس.

عبارات و ترکیب‌ها

tangibles matter

اشیاء ملموس مهم هستند

present tangibles

اشیاء ملموس فعلی

tangible benefits

مزایای ملموس

tangibles included

اشیاء ملموس گنجانده شده‌اند

tangibles only

فقط اشیاء ملموس

tangibles versus

اشیاء ملموس در برابر

tangibles now

اشیاء ملموس اکنون

tangibles prove

اشیاء ملموس ثابت می‌کنند

tangibles define

اشیاء ملموس تعریف می‌کنند

tangibles assess

ارزیابی اشیاء ملموس

جملات نمونه

we need to focus on the tangibles, like increased sales and market share.

ما باید بر موارد ملموس تمرکز کنیم، مانند افزایش فروش و سهم بازار.

the presentation lacked tangibles; it was all theory and no practical application.

ارائه فاقد موارد ملموس بود؛ فقط تئوری بود و کاربردی عملی نداشت.

investors are looking for companies with strong tangibles and a clear business model.

سرمایه‌گذاران به دنبال شرکت‌هایی با موارد ملموس قوی و یک مدل کسب‌وکار واضح هستند.

the new product offers several tangibles, including improved battery life and a faster processor.

محصول جدید مزایای متعددی دارد، از جمله عمر باتری بهبود یافته و پردازنده سریع‌تر.

it's important to distinguish between abstract ideas and tangible results.

مهم است که بین ایده‌های انتزاعی و نتایج ملموس تمایز قائل شویم.

the company's tangibles, such as patents and proprietary technology, gave it a competitive edge.

موارد ملموس شرکت، مانند حق ثبت اختراع و فناوری اختصاصی، به آن برتری رقابتی داد.

demonstrating the tangibles of the project helped secure funding from the investors.

نشان دادن موارد ملموس پروژه به تأمین بودجه از سرمایه‌گذاران کمک کرد.

the tangible benefits of exercise include improved health and increased energy levels.

مزایای ملموس ورزش شامل بهبود سلامتی و افزایش سطح انرژی است.

we need to quantify the tangibles to prove the value of our proposal.

ما باید موارد ملموس را کمی کنیم تا ارزش پیشنهاد خود را ثابت کنیم.

the report highlighted the tangibles achieved through the new marketing campaign.

گزارش به دستاوردهای ملموس حاصل از کمپین بازاریابی جدید اشاره کرد.

focusing on the tangibles allowed the team to prioritize their efforts effectively.

تمرکز بر موارد ملموس به تیم اجازه داد تا تلاش‌های خود را به طور مؤثر اولویت‌بندی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید