tartars

[ایالات متحده]/ˈtɑːtəz/
[بریتانیا]/ˈtɑrtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع تارتار; ماده‌ای که بر روی دندان‌ها تشکیل می‌شود; تارتار; شخصی از نژاد تاتار; فردی خشمگین یا تهاجمی

عبارات و ترکیب‌ها

tartars sauce

سس تارتار

tartars treatment

درمان تارتار

tartars removal

حذف تارتار

tartars buildup

تجمع تارتار

tartars prevention

جلوگیری از تارتار

tartars cleaning

تمیز کردن تارتار

tartars control

کنترل تارتار

tartars plaque

پلاک تارتار

tartars diet

رژیم تارتار

tartars brush

مسواک تارتار

جملات نمونه

he has tartars on his teeth that need to be cleaned.

او دارای دندان‌های پوسیده است که نیاز به تمیز کردن دارند.

regular dental visits can help prevent tartars from building up.

بازدیدهای منظم دندانپزشکی می‌تواند به جلوگیری از تجمع جرم کمک کند.

she learned how to remove tartars effectively.

او یاد گرفت که چگونه به طور موثر جرم را از بین ببرد.

using a good toothbrush can reduce tartars.

استفاده از یک مسواک خوب می‌تواند جرم را کاهش دهد.

flossing daily helps to keep tartars at bay.

روزانه نخ دندان کشیدن به حفظ جرم در فاصله کمک می‌کند.

he was surprised to find out he had tartars.

او از اینکه متوجه شد جرم دارد، تعجب کرد.

she was advised to avoid sugary foods to prevent tartars.

به او توصیه شد از مصرف غذاهای شیرین برای جلوگیری از جرم خودداری کند.

they recommend a special toothpaste for tartars.

آنها یک خمیر دندان خاص برای جرم توصیه می‌کنند.

he noticed his tartars after skipping dental check-ups.

او متوجه جرم خود پس از نادیده گرفتن ویزیت‌های دندانپزشکی شد.

removing tartars is essential for good oral hygiene.

از بین بردن جرم برای بهداشت دهان و دندان خوب ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید