tasteful

[ایالات متحده]/'teɪs(t)fʊl/
[بریتانیا]/'testfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان دادن قضاوت یا قدردانی خوب، باوقار
adv. به شیوه‌ای که قضاوت یا قدردانی خوب را نشان می‌دهد
n. کیفیت داشتن قضاوت یا قدردانی خوب

عبارات و ترکیب‌ها

tasteful design

طراحی با سلیقه

tasteful decor

دکوراسیون با سلیقه

tasteful choice

انتخاب با سلیقه

جملات نمونه

a tasteful lounge bar.

یک بار سالن با سلیقه‌ای خوب.

a tasteful choice of colours

انتخاب رنگ های با سلیقه

Most of the furniture was quite tasteful.

بیشتر مبلمان بسیار با سلیقه بود.

The tailor made a tailcoat for Harry. It is quite tasteful!

خیاط یک کت برش برای هری دوخت. این بسیار با سلیقه است!

outfitting the children for summer camp. Toappoint is to provide with furnishings and often accessories, usually of a tasteful kind:

تجهیز کودکان برای اردوی تابستانی. به معنای فراهم کردن با وسایل و اغلب لوازم جانبی، معمولاً از نوعی با سلیقه:

He had time to note the light, fluty something that hid her queenly head, the tasteful lines of her wrapped figure, the gracefulness of her carriage and of the hand caught up her skirts.

او فرصت کرد تا نور، ملایم و چیزی که سر ملکه اش را پنهان می کرد، خطوط دلپذیر اندام پوشیده شده اش، ظرافت اسب سواری و دستانش را که لبه های دامن خود را گرفته بود، یادداشت کند.

نمونه‌های واقعی

You know, Titanic style! All tasteful like.

می‌دانید، به سبک تایتانیک! همه چیز مثل همیشه با سلیقه.

منبع: Lost Girl Season 2

As tasteful and tidy as ever.

همانقدر با سلیقه و مرتب که همیشه بوده است.

منبع: Desperate Housewives Season 3

My nudity in the film is not tasteful at all.

برهنگی من در فیلم اصلاً با سلیقه نیست.

منبع: Friends Season 9

As a scarf man, I can tell you it was quite tasteful.

به عنوان یک مرد روسری، می توانم بگویم که کاملاً با سلیقه بود.

منبع: English little tyrant

Just make sure your jokes are tasteful and not hurting any group of people.

مطمئن شوید که لطیفه‌های شما با سلیقه هستند و به هیچ گروهی آسیب نمی‌رسانند.

منبع: Psychology Mini Class

Toronto's rejuvenated distillery district mixes the old with the new in a tasteful way.

منطقه تقطیر بازسازی شده تورنتو، قدیمی و جدید را به روشی با سلیقه ترکیب می‌کند.

منبع: Vacation Travel City Guide: North America Edition

The place hasn't changed much since I left. As tasteful and tidy as ever.

جایی که تغییر زیادی نکرده از زمانی که من رفتم. همانقدر با سلیقه و مرتب که همیشه بوده است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

It's tricky finding the right balance between " Tasteful modern" and " Jewish mother tchotchke crapfest."

پیدا کردن تعادل مناسب بین " مدرن با سلیقه" و " آشفتگی تزئینات مادر یهودی" دشوار است.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

Yes, and I remember how I laughed at you for making such a tasteful little cap for it.

بله، و من به یاد دارم که وقتی چنین کلاه کوچکی با سلیقه برای آن درست کردی، به تو خندیدم.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

And dancing, roll out the cake, you leave for your honeymoon, and I will collapse in a tasteful heap.

و رقصیدن، کیک را پهن کنید، شما برای ماه عسل خود می‌روید و من در یک توده با سلیقه از حال می‌گذرم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید