tattooed man
مرد خالکوب
tattooed woman
زن خالکوب
tattooed artist
هنرمند خالکوب
tattooed skin
پوست خالکوب
tattooed body
بدن خالکوب
tattooed design
طرح خالکوب
tattooed friend
دوست خالکوب
tattooed culture
فرهنگ خالکوب
tattooed lover
عاشق خالکوب
tattooed symbol
نماد خالکوب
she has a beautifully tattooed arm.
او یک بازوی باحالا با خالکوبی دارد.
he decided to get tattooed during his trip.
او تصمیم گرفت در طول سفرش خالکوبی کند.
many people admire her tattooed designs.
بسیاری از مردم طراحی های خالکوبی او را تحسین می کنند.
he feels more confident with his tattooed body.
او با داشتن خالکوبی روی بدن خود احساس اعتماد به نفس بیشتری دارد.
she showed off her tattooed back at the beach.
او پشت خالکوبی خود را در ساحل به نمایش گذاشت.
his tattooed friends are all artists.
دوستان خالکوبی او همه هنرمند هستند.
they often visit tattooed conventions together.
آنها اغلب با هم به نمایشگاه های خالکوبی می روند.
getting tattooed is a personal choice.
خالکوبی کردن یک انتخاب شخصی است.
she loves her tattooed sleeve.
او آستین خالکوبی خود را دوست دارد.
he has a tattooed quote on his chest.
او نقل قول خالکوبی شده ای روی سینهاش دارد.
tattooed man
مرد خالکوب
tattooed woman
زن خالکوب
tattooed artist
هنرمند خالکوب
tattooed skin
پوست خالکوب
tattooed body
بدن خالکوب
tattooed design
طرح خالکوب
tattooed friend
دوست خالکوب
tattooed culture
فرهنگ خالکوب
tattooed lover
عاشق خالکوب
tattooed symbol
نماد خالکوب
she has a beautifully tattooed arm.
او یک بازوی باحالا با خالکوبی دارد.
he decided to get tattooed during his trip.
او تصمیم گرفت در طول سفرش خالکوبی کند.
many people admire her tattooed designs.
بسیاری از مردم طراحی های خالکوبی او را تحسین می کنند.
he feels more confident with his tattooed body.
او با داشتن خالکوبی روی بدن خود احساس اعتماد به نفس بیشتری دارد.
she showed off her tattooed back at the beach.
او پشت خالکوبی خود را در ساحل به نمایش گذاشت.
his tattooed friends are all artists.
دوستان خالکوبی او همه هنرمند هستند.
they often visit tattooed conventions together.
آنها اغلب با هم به نمایشگاه های خالکوبی می روند.
getting tattooed is a personal choice.
خالکوبی کردن یک انتخاب شخصی است.
she loves her tattooed sleeve.
او آستین خالکوبی خود را دوست دارد.
he has a tattooed quote on his chest.
او نقل قول خالکوبی شده ای روی سینهاش دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید