tauter

[ایالات متحده]/ˈtɔːtə/
[بریتانیا]/ˈtɔːtər/

ترجمه

adj. مقایسه‌ای از کشیده؛ تنگ‌تر؛ تنش‌دار (عضلات یا اعصاب)؛ مرتب

عبارات و ترکیب‌ها

tauter string

رشته سفت

tauter muscles

عضلات سفت

tauter skin

پوست سفت

tauter schedule

برنامه زمانی سفت

tauter rope

طناب سفت

tauter lines

خطوط سفت

tauter control

کنترل سفت

tauter fit

تناسب اندام سفت

tauter grip

گرفتن سفت

tauter budget

بودجه سفت

جملات نمونه

his voice was tauter than ever during the performance.

صدای او در طول اجرا از همیشه سفت‌تر بود.

the rope became tauter as the weight increased.

با افزایش وزن، طناب سفت‌تر شد.

she felt her muscles tauter after the workout.

او بعد از تمرین احساس کرد که عضلاتش سفت‌تر شده‌اند.

the tension in the room grew tauter as the deadline approached.

با نزدیک شدن به مهلت مقرر، تنش در اتاق بیشتر شد.

his grip on the steering wheel became tauter during the storm.

در طول طوفان، گرفتن او از روی فرمان سفت‌تر شد.

the fabric felt tauter after being washed.

پس از شستشو، پارچه سفت‌تر به نظر می‌رسید.

as she prepared for the exam, her nerves felt tauter.

همانطور که برای امتحان آماده می‌شد، اعصابش سفت‌تر بود.

the artist's canvas was stretched tauter for better painting.

برای نقاشی بهتر، بوم هنرمند بیشتر کشیده شد.

he needed to keep the strings tauter for a better sound.

او نیاز داشت تا برای صدای بهتر، سیم‌ها را سفت‌تر نگه دارد.

the athlete's focus was tauter than ever before the competition.

تمرکز ورزشکار قبل از مسابقه از همیشه بیشتر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید