tense

[ایالات متحده]/tens/
[بریتانیا]/tens/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تنگ; نگران
vt. تنگ کردن; نگران شدن
vi. تنگ شدن; نگران شدن
n. تنش.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردtenses
جمعtenses
قسمت سوم فعلtensed
زمان گذشتهtensed
صفت یا فعل حال استمراریtensing

عبارات و ترکیب‌ها

feeling tense

احساس تشدید

tense situation

وضعیت پرتنش

tense muscles

عضلات سفت

tense atmosphere

فضای پرتنش

past tense

زمان گذشته

tensed up

عصبی شده

present tense

زمان حال

future tense

زمان آینده

present perfect tense

زمان حال کامل

verb tense

زمان فعل

present continuous tense

زمان حال استمراری

past perfect tense

زمان گذشته کامل

tense up

عصبی شدن

جملات نمونه

he was tense with excitement.

او با هیجان مضطرب بود.

a tense naval encounter.

یک رویارویی دریایی پرتنش.

the semantics of tense and aspect.

معناشناسی زمان و وجه.

We were tense with expectancy.

ما با انتظار مضطرب بودیم.

There is no exactly equivalent French tense to the present perfect tense in English.

هیچ زمان دقیقاً معادل فرانسوی با زمان حال کامل در انگلیسی وجود ندارد.

a tense promotion decider against Wolves.

یک تصمیم‌گیرنده حساس برای صعود مقابل وولوز.

carefully stretch and then tense your muscles.

به آرامی عضلات خود را بکشید و سپس سفت کنید.

the progressive tense (form)

زمان پیشرفت (فرم)

The players were tense at the start of the game.

بازیکنان در ابتدای بازی مضطرب بودند.

He read the letter with a tense anxiety.

او نامه را با اضطراب مضطرب خواند.

your muscles tense in readiness for action.

عضلات شما در آمادگی برای اقدام منقبض می‌شوند.

she tried to relax her tense muscles.

او سعی کرد عضلات مضطرب خود را آرام کند.

her body tensed up .

بدن او منقبض شد.

The atomosphere of tense expectancy sobered everyone.

فضای پرتنش و انتظار باعث متانت همه شد.

grammar) of or relating to the aorist tense.

دستور زبان) مربوط به یا در مورد زمان آوریست.

The two countries began to discuss their tense relations.

دو کشور شروع به بحث در مورد روابط پرتنش خود کردند.

Tense with expectancy, I waited for my name to be called.

با حالتی از انتظار، منتظر بودم تا اسمم را صدا کنند.

In despite of full fitout,she coulnot persuade herself from tense nerves.

با وجود تجهیزات کامل، او نتوانست خود را از اعصاب مضطرب دور کند.

When the bullae are subepidermal, they are tense, and ulceration and scarring may result.

زمانی که تاول‌ها زیر پوستی هستند، آن‌ها کشیده و ممکن است باعث ایجاد زخم و اسکار شوند.

Marriage is like a tense, unfunny version of “Everybody Loves Raymond”,

ازدواج مانند یک نسخه پرتنش و خنده‌دار از «همه عاشق ریموند هستند» است.

نمونه‌های واقعی

And we normally use the past tense.

ما معمولاً از زمان گذشته استفاده می‌کنیم.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

We can change the tense of fall.

ما می‌توانیم زمان سقوط را تغییر دهیم.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Or, that's past tense of " draw" .

یا، این زمان گذشته "کشیدن" است.

منبع: Dad takes you to learn vocabulary.

This is way too tense for me.

این برای من خیلی تند است.

منبع: S03

We have to backshift our tenses by one.

ما باید زمان‌هایمان را یک درجه به عقب برگردانیم.

منبع: Learn grammar with Lucy.

I used various verb tenses throughout the paragraph.

من از زمان‌های مختلف فعل در سراسر پاراگراف استفاده کردم.

منبع: Quick Tips for TOEFL Writing

If plus present tense verb, will plus future tense verb.

اگر به علاوه فعل زمان حال، آینده به علاوه فعل زمان آینده.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

'Passed' is the past tense of the verb 'pass'.

'گذرانده شده' زمان گذشته فعل 'گذر دادن' است.

منبع: English multiple choice exercise.

It's the causative verb that takes the tense.

فعل مبدأی است که زمان را می‌گیرد.

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

This is particularly true of the regular past tense.

این به ویژه در مورد زمان گذشته منظم صادق است.

منبع: VOA Beginner Pronunciation Course

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید