teardrops

[ایالات متحده]/ˈtɪədɹɒps/
[بریتانیا]/ˈtɪrˌdrɑps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطرات کوچک مایعی که از چشم‌ها می‌افتند، معمولاً به عنوان نتیجه‌ای از احساسات

عبارات و ترکیب‌ها

teardrops fall

اشک‌ها می‌ریزند

teardrops stream

اشک‌ها جاری می‌شوند

teardrops whisper

اشک‌ها زمزمه می‌کنند

teardrops shine

اشک‌ها می‌درخشند

teardrops linger

اشک‌ها باقی می‌مانند

teardrops dance

اشک‌ها می‌رقصند

teardrops freeze

اشک‌ها یخ می‌زنند

teardrops collide

اشک‌ها برخورد می‌کنند

teardrops fade

اشک‌ها محو می‌شوند

جملات نمونه

her teardrops fell silently on the ground.

اشک‌هایش به آرامی روی زمین می‌ریختند.

he wiped away her teardrops with a gentle touch.

او با یک حرکت ملایم اشک‌هایش را پاک کرد.

teardrops can tell a story without words.

اشک‌ها می‌توانند داستانی را بدون کلمات بیان کنند.

the song was filled with teardrops of sorrow.

این آهنگ پر از اشک‌های غم بود.

she collected her teardrops in a small jar.

او اشک‌هایش را در یک شیشه کوچک جمع کرد.

his eyes glistened with teardrops of joy.

چشمانش با اشک‌های شادی می‌درخشید.

teardrops streamed down her face during the movie.

در طول فیلم، اشک‌ها از روی صورتش سرازیر شدند.

she felt a wave of teardrops as she remembered him.

هنگامی که به یاد او افتاد، احساس کرد موجی از اشک‌ها وجود دارد.

teardrops often reflect our deepest emotions.

اشک‌ها اغلب احساسات عمیق ما را منعکس می‌کنند.

he wrote a poem about teardrops and lost love.

او شعر درباره اشک‌ها و عشق گمشده نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید