teen

[ایالات متحده]/ˈtiːn/
[بریتانیا]/ˈtiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوجوان؛ دوره زمانی که یک فرد نوجوان است
adj. طراحی شده برای یا انجام شده توسط نوجوانان
Word Forms
جمعteens

عبارات و ترکیب‌ها

teenager

نوجوان

teenage years

سال‌های نوجوانی

جملات نمونه

teenage years are a time of growth and discovery

سال‌های نوجوانی زمانی برای رشد و کشف هستند

teenagers often face peer pressure in school

نوجوانان اغلب با فشار همسالان در مدرسه روبرو هستند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید