teenage girl
دختر نوجوون
teenage boy
پسر نوجوانی
teenage years
سالهای نوجوانی
teenage rebellion
عصيان نوجوانی
teenage pregnancy
بارداری نوجوانی
teenage angst
ناامیدی نوجوانی
teenage fashion
مد نوجوانی
teenage love
عشق نوجوانی
teenage idol
قهرمان نوجوانی
teenage party
جشن نوجوانی
an act of teenage rebellion.
یک عمل نافرمانی نوجوانانه
a play about teenage runaways
نمایشی درباره نوجوانان فراری
an unwed teenage mother.
یک مادر مجرد نوجوان.
a gang fight between two rival teenage gangs
یک درگیری باند بین دو گروه نوجوان رقیب
He is too old now for teenage parties.
او دیگر برای مهمانیهای نوجوانه خیلی پیر است.
He gave a talk on the theme of teenage unemployment.
او در مورد موضوع بیکاری نوجوانان صحبت کرد.
By this time Pitt had become a teenage idol.
تا این زمان، پیت به یک قهرمان نوجوان تبدیل شده بود.
a weekly show aimed at teenage viewers
یک برنامه هفتگی که برای بینندگان نوجوان هدف گذاری شده است
His voice is very high for a teenage boy.
صدای او برای یک پسر نوجوان خیلی زیر است.
in a series of flashbacks, we follow the pair through their teenage years.
در مجموعهای از فلاشبکها، ما شاهد دنبال کردن زوج در دوران نوجوانیشان هستیم.
A hard core of supporters, mostly teenage girls, gathered at the airport to see the star arrive.
یک هسته سخت از طرفداران، بیشتر دختران نوجوان، در فرودگاه جمع شدند تا سلبریتی را ببینند.
If you worry about your relationship with your teenage son or daughter, you’re in good company. Many parents share the same worries.
اگر نگران رابطه خود با پسر یا دختر نوجوان خود هستید، در کنار خوبی هستید. بسیاری از والدین همین نگرانی ها را دارند.
During his emerging days at Dynamo Kiev, Andriy Shevchenko was force-fed a vile nicotine-based solution which gruesomely cured his teenage addiction to cigarettes.
در دوران اوج او در دینامو کییف، آندری شوچنکو به اجبار یک محلول مبتنی بر نیکوتین بسیار ناپسند مصرف کرد که به طرز وحشتناکی اعتیاد او به سیگار را در نوجوانی درمان کرد.
teenage girl
دختر نوجوون
teenage boy
پسر نوجوانی
teenage years
سالهای نوجوانی
teenage rebellion
عصيان نوجوانی
teenage pregnancy
بارداری نوجوانی
teenage angst
ناامیدی نوجوانی
teenage fashion
مد نوجوانی
teenage love
عشق نوجوانی
teenage idol
قهرمان نوجوانی
teenage party
جشن نوجوانی
an act of teenage rebellion.
یک عمل نافرمانی نوجوانانه
a play about teenage runaways
نمایشی درباره نوجوانان فراری
an unwed teenage mother.
یک مادر مجرد نوجوان.
a gang fight between two rival teenage gangs
یک درگیری باند بین دو گروه نوجوان رقیب
He is too old now for teenage parties.
او دیگر برای مهمانیهای نوجوانه خیلی پیر است.
He gave a talk on the theme of teenage unemployment.
او در مورد موضوع بیکاری نوجوانان صحبت کرد.
By this time Pitt had become a teenage idol.
تا این زمان، پیت به یک قهرمان نوجوان تبدیل شده بود.
a weekly show aimed at teenage viewers
یک برنامه هفتگی که برای بینندگان نوجوان هدف گذاری شده است
His voice is very high for a teenage boy.
صدای او برای یک پسر نوجوان خیلی زیر است.
in a series of flashbacks, we follow the pair through their teenage years.
در مجموعهای از فلاشبکها، ما شاهد دنبال کردن زوج در دوران نوجوانیشان هستیم.
A hard core of supporters, mostly teenage girls, gathered at the airport to see the star arrive.
یک هسته سخت از طرفداران، بیشتر دختران نوجوان، در فرودگاه جمع شدند تا سلبریتی را ببینند.
If you worry about your relationship with your teenage son or daughter, you’re in good company. Many parents share the same worries.
اگر نگران رابطه خود با پسر یا دختر نوجوان خود هستید، در کنار خوبی هستید. بسیاری از والدین همین نگرانی ها را دارند.
During his emerging days at Dynamo Kiev, Andriy Shevchenko was force-fed a vile nicotine-based solution which gruesomely cured his teenage addiction to cigarettes.
در دوران اوج او در دینامو کییف، آندری شوچنکو به اجبار یک محلول مبتنی بر نیکوتین بسیار ناپسند مصرف کرد که به طرز وحشتناکی اعتیاد او به سیگار را در نوجوانی درمان کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید