tentacled

[ایالات متحده]/ˈtɛntəkl̩d/
[بریتانیا]/ˈtɛntəkl̩d/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شاخک‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

tentacled creature

جانور دُختردار

tentacled monster

غول دُختردار

tentacled beast

وحش دُختردار

tentacled organism

ارگانیسم دُختردار

tentacled alien

بیگانه دُختردار

tentacled horror

ترس دُختردار

tentacled entity

واحدهای دُختردار

tentacled figure

تصویر دُختردار

tentacled species

گونه‌های دُختردار

tentacled design

طراحی دُختردار

جملات نمونه

the octopus is a tentacled creature found in oceans.

اختاپوس موجودی با اندام‌های فراخانی است که در اقیانوس‌ها یافت می‌شود.

some tentacled animals can change color for camouflage.

برخی از حیوانات با اندام‌های فراخانی می‌توانند برای استتار رنگ خود را تغییر دهند.

he was fascinated by the tentacled jellyfish drifting in the water.

او مجذوب ژله‌های دریایی با اندام‌های فراخانی بود که در آب شناور بودند.

the tentacled monster in the movie scared the children.

هیولای با اندام‌های فراخانی در فیلم بچه‌ها را می‌ترساند.

researchers studied the feeding habits of tentacled sea creatures.

محققان عادات تغذیه‌ای موجودات دریایی با اندام‌های فراخانی را مطالعه کردند.

many tentacled species are vital to marine ecosystems.

بسیاری از گونه‌های با اندام‌های فراخانی برای اکوسیستم‌های دریایی حیاتی هستند.

she drew a tentacled alien for her science fiction story.

او یک موجود فضایی با اندام‌های فراخانی برای داستان علمی تخیلی خود کشید.

the tentacled starfish clung to the rocky surface.

ستاره دریایی با اندام‌های فراخانی به سطح صخره‌ای چسبید.

in the aquarium, the tentacled anemone swayed gently.

در آکواریوم، گزنه دریایی با اندام‌های فراخانی به آرامی تاب می‌خورد.

some tentacled creatures can regenerate lost limbs.

برخی از موجودات با اندام‌های فراخانی می‌توانند اندام‌های از دست رفته را بازسازی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید