preliminarily

[ایالات متحده]/prɪˈlɪmənerəli/
[بریتانیا]/prɪˈlɪmənerəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت مقدماتی

عبارات و ترکیب‌ها

preliminarily assessed

ارزیابی اولیه

preliminarily approved

تایید اولیه

preliminarily identified

شناسایی اولیه

preliminarily concluded

نتیجه گیری اولیه

preliminarily reviewed

بررسی اولیه

preliminarily determined

تعیین اولیه

preliminarily analyzed

تجزیه و تحلیل اولیه

preliminarily discussed

بحث اولیه

preliminarily estimated

تخمین اولیه

preliminarily outlined

خلاصه اولیه

جملات نمونه

the project was preliminarily approved by the committee.

پروژه به طور مقدماتی توسط کمیته تأیید شد.

we will preliminarily assess the risks involved.

ما خطرات احتمالی را به طور مقدماتی ارزیابی خواهیم کرد.

preliminarily, the results seem promising.

به طور مقدماتی، نتایج امیدوارکننده به نظر می رسند.

the data was preliminarily analyzed before the meeting.

داده ها قبل از جلسه به طور مقدماتی تجزیه و تحلیل شدند.

she was preliminarily selected for the scholarship.

او به طور مقدماتی برای بورسیه انتخاب شد.

preliminarily, we have identified several key issues.

به طور مقدماتی، ما چندین مسئله کلیدی را شناسایی کرده ایم.

they preliminarily scheduled the event for next month.

آنها به طور مقدماتی زمان برگزاری رویداد را برای ماه آینده تعیین کردند.

the team will preliminarily review the proposal.

تیم پیشنهاد را به طور مقدماتی بررسی خواهد کرد.

preliminarily, we expect a high turnout at the conference.

به طور مقدماتی، انتظار می رود استقبال خوبی از کنفرانس صورت گیرد.

he was preliminarily informed about the changes.

او به طور مقدماتی از تغییرات مطلع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید