tenting

[ایالات متحده]/ˈtɛntɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɛntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روش مهر و موم یا پوشاندن یک سوراخ؛ کشش یک چادر؛ بلند شدن یخ دریا به دلیل فشار
v. پوشاندن یا پنهان کردن؛ بالا رفتن؛ پوشاندن با یک چادر
Word Forms
جمعtentings

عبارات و ترکیب‌ها

camping tenting

چادر زدن کمپینگ

tenting equipment

تجهیزات کمپینگ

tenting gear

تجهیزات کمپینگ

tenting site

محل کمپینگ

tenting supplies

لوازم کمپینگ

tenting options

گزینه های کمپینگ

tenting season

فصل کمپینگ

tenting tips

نکات کمپینگ

tenting sites

محل های کمپینگ

tenting accessories

لوازم جانبی کمپینگ

جملات نمونه

we spent the weekend tenting in the mountains.

ما آخر هفته را در کوه ها کمپینگ گذراندیم.

he enjoys tenting with his friends during summer.

او از کمپینگ با دوستانش در تابستان لذت می برد.

they set up their tenting gear before sunset.

آنها وسایل کمپینگ خود را قبل از غروب آفتاب آماده کردند.

tenting is a great way to connect with nature.

کمپینگ راهی عالی برای ارتباط با طبیعت است.

we went tenting by the lake and enjoyed the view.

ما برای کمپینگ به کنار دریاچه رفتیم و از منظره لذت بردیم.

she packed her tenting supplies for the trip.

او وسایل کمپینگ خود را برای سفر آماده کرد.

tenting can be a fun family activity.

کمپینگ می تواند یک فعالیت خانوادگی سرگرم کننده باشد.

before tenting, make sure to check the weather.

قبل از کمپینگ، حتما وضعیت آب و هوا را بررسی کنید.

they love tenting under the stars at night.

آنها عاشق کمپینگ زیر ستارگان در شب هستند.

after tenting, we cooked dinner over a campfire.

بعد از کمپینگ، شام را روی آتش درست کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید