termini

[ایالات متحده]/ˈtɜːmɪnaɪ/
[بریتانیا]/ˈtɜrˌmaɪnaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ترمینوس؛ مقاصد یا نقاط پایان

عبارات و ترکیب‌ها

legal termini

اصطلاحات قانونی

technical termini

اصطلاحات فنی

scientific termini

اصطلاحات علمی

medical termini

اصطلاحات پزشکی

educational termini

اصطلاحات آموزشی

economic termini

اصطلاحات اقتصادی

cultural termini

اصطلاحات فرهنگی

business termini

اصطلاحات تجاری

artistic termini

اصطلاحات هنری

historical termini

اصطلاحات تاریخی

جملات نمونه

the legal termini of the contract were clearly defined.

اصطلاحات حقوقی مربوط به قرارداد به وضوح تعریف شده بودند.

in academic writing, it's important to use precise termini.

در نگارش علمی، استفاده از اصطلاحات دقیق مهم است.

the termini of the agreement need to be reviewed.

اصطلاحات توافقنامه نیاز به بررسی دارند.

different fields may use different termini for the same concept.

زمینه‌های مختلف ممکن است از اصطلاحات متفاوتی برای یک مفهوم یکسان استفاده کنند.

he struggled to understand the technical termini in the document.

او برای درک اصطلاحات فنی در سند تلاش کرد.

it's essential to clarify the termini before proceeding.

قبل از ادامه دادن، روشن کردن اصطلاحات ضروری است.

the termini of the discussion were outlined in the introduction.

اصطلاحات بحث در مقدمه مشخص شده بودند.

using correct termini enhances the clarity of your argument.

استفاده از اصطلاحات صحیح، وضوح استدلال شما را افزایش می‌دهد.

legal documents often contain complex termini that require expertise.

اسناد قانونی اغلب حاوی اصطلاحات پیچیده‌ای هستند که به تخصص نیاز دارند.

understanding the termini is crucial for effective communication.

درک اصطلاحات برای برقراری ارتباط موثر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید