terrain-related

[ایالات متحده]/[ˈterən rɪˈleɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈtɛrən rɪˈleɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا تحت تأثیر زمین‌شناسی؛ دارای یا شامل تغییرات در زمین‌شناسی.
n. عوامل یا شرایط مربوط به زمین‌شناسی.

عبارات و ترکیب‌ها

terrain-related risks

ریسک‌های مربوط به زمین‌شناخت

terrain-related challenges

چالش‌های مربوط به زمین‌شناخت

terrain-related features

ویژگی‌های مربوط به زمین‌شناخت

terrain-related issues

مسائل مربوط به زمین‌شناخت

terrain-related analysis

تحلیل‌های مربوط به زمین‌شناخت

terrain-related mapping

نقشه‌برداری مربوط به زمین‌شناخت

terrain-related assessment

ارزیابی‌های مربوط به زمین‌شناخت

terrain-related data

داده‌های مربوط به زمین‌شناخت

terrain-related study

مطالعات مربوط به زمین‌شناخت

terrain-related conditions

شرایط مربوط به زمین‌شناخت

جملات نمونه

the challenging terrain-related conditions made hiking difficult.

شرایط مرتبط با زمین‌های چالش‌برانگیز، پیاده‌روی را دشوار کرد.

we analyzed the terrain-related data to plan our route.

ما داده‌های مرتبط با زمین را تحلیل کردیم تا مسیر خود را برنامه‌ریزی کنیم.

the soldiers trained extensively in various terrain-related environments.

نیروهای مسلح در محیط‌های مختلف مرتبط با زمین تمرینات گسترده‌ای داشتند.

the report detailed the impact of terrain-related hazards on construction.

گزارش تأثیر خطرات مرتبط با زمین بر ساخت و ساز را جزئیات‌بندی کرد.

understanding terrain-related features is crucial for navigation.

فهم ویژگی‌های مرتبط با زمین برای ناوبری حیاتی است.

the drone provided valuable aerial views of the terrain-related landscape.

درونشیپ نمایش‌های هوایی ارزشمندی از منظره مرتبط با زمین ارائه کرد.

the engineers considered terrain-related stability when designing the bridge.

مهندسان در طراحی پل، پایداری مرتبط با زمین را در نظر گرفتند.

changes in terrain-related vegetation indicated soil erosion.

تغییرات در گیاهان مرتبط با زمین نشان‌دهنده فرسیون خاک بود.

the study focused on the effects of terrain-related slope on landslides.

این مطالعه روی تأثیرات شیب مرتبط با زمین در زلزله‌های جنگلی متمرکز بود.

the climber assessed the terrain-related risks before ascending.

کوهنورد قبل از بالا رفتن، خطرات مرتبط با زمین را ارزیابی کرد.

the software uses sophisticated algorithms to model terrain-related surfaces.

این نرم‌افزار از الگوریتم‌های پیچیده برای مدل‌سازی سطوح مرتبط با زمین استفاده می‌کند.

the farmer adapted his crops to the local terrain-related conditions.

کشاورز محصولات خود را به شرایط مرتبط با زمین محلی سازگار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید