alternative therapies
درمانهای جایگزین
complementary therapies
درمانهای مکمل
psychological therapies
درمانهای روانشناختی
physical therapies
درمانهای فیزیکی
behavioral therapies
درمانهای رفتاری
group therapies
درمانهای گروهی
art therapies
درمانهای هنری
music therapies
درمانهای موسیقی
occupational therapies
درمانهای حرفهای
holistic therapies
درمانهای جامع
many patients benefit from alternative therapies.
بسیاری از بیماران از درمانهای جایگزین بهرهمند میشوند.
therapies can vary depending on the individual needs.
درمانها میتوانند بسته به نیازهای فرد متفاوت باشند.
there are various therapies available for mental health.
درمانهای مختلفی برای سلامت روان در دسترس هستند.
she is exploring different therapies for her condition.
او در حال بررسی درمانهای مختلف برای وضعیت خود است.
some therapies focus on physical rehabilitation.
برخی از درمانها بر توانبخشی فیزیکی تمرکز دارند.
complementary therapies can enhance traditional treatments.
درمانهای مکمل میتوانند درمانهای سنتی را تقویت کنند.
therapies often include counseling and medication.
درمانها اغلب شامل مشاوره و دارو هستند.
she found relief through holistic therapies.
او از طریق درمانهای جامع تسکین یافت.
therapies for chronic pain can be life-changing.
درمانهای درد مزمن میتوانند زندگی را تغییر دهند.
group therapies provide support and community.
درمانهای گروهی پشتیبانی و جامعه را فراهم میکنند.
alternative therapies
درمانهای جایگزین
complementary therapies
درمانهای مکمل
psychological therapies
درمانهای روانشناختی
physical therapies
درمانهای فیزیکی
behavioral therapies
درمانهای رفتاری
group therapies
درمانهای گروهی
art therapies
درمانهای هنری
music therapies
درمانهای موسیقی
occupational therapies
درمانهای حرفهای
holistic therapies
درمانهای جامع
many patients benefit from alternative therapies.
بسیاری از بیماران از درمانهای جایگزین بهرهمند میشوند.
therapies can vary depending on the individual needs.
درمانها میتوانند بسته به نیازهای فرد متفاوت باشند.
there are various therapies available for mental health.
درمانهای مختلفی برای سلامت روان در دسترس هستند.
she is exploring different therapies for her condition.
او در حال بررسی درمانهای مختلف برای وضعیت خود است.
some therapies focus on physical rehabilitation.
برخی از درمانها بر توانبخشی فیزیکی تمرکز دارند.
complementary therapies can enhance traditional treatments.
درمانهای مکمل میتوانند درمانهای سنتی را تقویت کنند.
therapies often include counseling and medication.
درمانها اغلب شامل مشاوره و دارو هستند.
she found relief through holistic therapies.
او از طریق درمانهای جامع تسکین یافت.
therapies for chronic pain can be life-changing.
درمانهای درد مزمن میتوانند زندگی را تغییر دهند.
group therapies provide support and community.
درمانهای گروهی پشتیبانی و جامعه را فراهم میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید