therapies

[ایالات متحده]/ˈθɛrəpiz/
[بریتانیا]/ˈθɛrəpiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع درمان

عبارات و ترکیب‌ها

alternative therapies

درمان‌های جایگزین

complementary therapies

درمان‌های مکمل

psychological therapies

درمان‌های روان‌شناختی

physical therapies

درمان‌های فیزیکی

behavioral therapies

درمان‌های رفتاری

group therapies

درمان‌های گروهی

art therapies

درمان‌های هنری

music therapies

درمان‌های موسیقی

occupational therapies

درمان‌های حرفه‌ای

holistic therapies

درمان‌های جامع

جملات نمونه

many patients benefit from alternative therapies.

بسیاری از بیماران از درمان‌های جایگزین بهره‌مند می‌شوند.

therapies can vary depending on the individual needs.

درمان‌ها می‌توانند بسته به نیازهای فرد متفاوت باشند.

there are various therapies available for mental health.

درمان‌های مختلفی برای سلامت روان در دسترس هستند.

she is exploring different therapies for her condition.

او در حال بررسی درمان‌های مختلف برای وضعیت خود است.

some therapies focus on physical rehabilitation.

برخی از درمان‌ها بر توانبخشی فیزیکی تمرکز دارند.

complementary therapies can enhance traditional treatments.

درمان‌های مکمل می‌توانند درمان‌های سنتی را تقویت کنند.

therapies often include counseling and medication.

درمان‌ها اغلب شامل مشاوره و دارو هستند.

she found relief through holistic therapies.

او از طریق درمان‌های جامع تسکین یافت.

therapies for chronic pain can be life-changing.

درمان‌های درد مزمن می‌توانند زندگی را تغییر دهند.

group therapies provide support and community.

درمان‌های گروهی پشتیبانی و جامعه را فراهم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید