thick-headed fellow
هم چنان کندفکر
being thick-headed
کندفکری کردن
so thick-headed
خیلی کندفکر
thick-headedness
کندفکری
thick-headed man
مرد کندفکر
was thick-headed
کندفکر بود
thick-headed idiot
ابله کندفکر
become thick-headed
کندفکر شود
thick-headed always
همیشه کندفکر
thick-headed one
یک نفر کندفکر
he's so thick-headed; he never listens to advice.
او آنقدر کندفکر است که به نصیحتها گوش نمیدهد.
don't argue with him; he's completely thick-headed.
با او بحث نکنید؛ او کاملاً کندفکر است.
she accused him of being thick-headed and stubborn.
او او را به کندفکری و سرسختی متهم کرد.
it's frustrating dealing with such a thick-headed person.
سر و کله زدن با چنین آدم کندفکری خسته کننده است.
he's thick-headed enough to think he can do it alone.
او آنقدر کندفکر است که فکر میکند میتواند به تنهایی انجامش دهد.
despite our explanations, he remained thick-headed.
با وجود توضیحات ما، او همچنان کندفکر باقی ماند.
she found his thick-headedness incredibly annoying.
او کندفکری او را فوق العاده آزاردهنده یافت.
he's thick-headed and refuses to change his mind.
او کندفکر است و از تغییر نظر خود امتناع میکند.
stop being so thick-headed and listen for once!
دیگر آنقدر کندفکر نباشید و فقط یک بار گوش کنید!
his thick-headed approach led to several mistakes.
رویکرد کندفکری او منجر به چندین اشتباه شد.
i tried to reason with him, but he's too thick-headed.
سعی کردم با او استدلال کنم، اما او آنقدر کندفکر است.
thick-headed fellow
هم چنان کندفکر
being thick-headed
کندفکری کردن
so thick-headed
خیلی کندفکر
thick-headedness
کندفکری
thick-headed man
مرد کندفکر
was thick-headed
کندفکر بود
thick-headed idiot
ابله کندفکر
become thick-headed
کندفکر شود
thick-headed always
همیشه کندفکر
thick-headed one
یک نفر کندفکر
he's so thick-headed; he never listens to advice.
او آنقدر کندفکر است که به نصیحتها گوش نمیدهد.
don't argue with him; he's completely thick-headed.
با او بحث نکنید؛ او کاملاً کندفکر است.
she accused him of being thick-headed and stubborn.
او او را به کندفکری و سرسختی متهم کرد.
it's frustrating dealing with such a thick-headed person.
سر و کله زدن با چنین آدم کندفکری خسته کننده است.
he's thick-headed enough to think he can do it alone.
او آنقدر کندفکر است که فکر میکند میتواند به تنهایی انجامش دهد.
despite our explanations, he remained thick-headed.
با وجود توضیحات ما، او همچنان کندفکر باقی ماند.
she found his thick-headedness incredibly annoying.
او کندفکری او را فوق العاده آزاردهنده یافت.
he's thick-headed and refuses to change his mind.
او کندفکر است و از تغییر نظر خود امتناع میکند.
stop being so thick-headed and listen for once!
دیگر آنقدر کندفکر نباشید و فقط یک بار گوش کنید!
his thick-headed approach led to several mistakes.
رویکرد کندفکری او منجر به چندین اشتباه شد.
i tried to reason with him, but he's too thick-headed.
سعی کردم با او استدلال کنم، اما او آنقدر کندفکر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید