thick-headed

[ایالات متحده]/[θɪkˈhɛdɪd]/
[بریتانیا]/[θɪkˈhɛdɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سرسختانه از درک امتناع کردن؛ احمقانه؛ کند ذهن؛ کندفهم.
n. شخص احمق یا سرسخت.

عبارات و ترکیب‌ها

thick-headed fellow

هم چنان کندفکر

being thick-headed

کندفکری کردن

so thick-headed

خیلی کندفکر

thick-headedness

کندفکری

thick-headed man

مرد کندفکر

was thick-headed

کندفکر بود

thick-headed idiot

ابله کندفکر

become thick-headed

کندفکر شود

thick-headed always

همیشه کندفکر

thick-headed one

یک نفر کندفکر

جملات نمونه

he's so thick-headed; he never listens to advice.

او آنقدر کندفکر است که به نصیحت‌ها گوش نمی‌دهد.

don't argue with him; he's completely thick-headed.

با او بحث نکنید؛ او کاملاً کندفکر است.

she accused him of being thick-headed and stubborn.

او او را به کندفکری و سرسختی متهم کرد.

it's frustrating dealing with such a thick-headed person.

سر و کله زدن با چنین آدم کندفکری خسته کننده است.

he's thick-headed enough to think he can do it alone.

او آنقدر کندفکر است که فکر می‌کند می‌تواند به تنهایی انجامش دهد.

despite our explanations, he remained thick-headed.

با وجود توضیحات ما، او همچنان کندفکر باقی ماند.

she found his thick-headedness incredibly annoying.

او کندفکری او را فوق العاده آزاردهنده یافت.

he's thick-headed and refuses to change his mind.

او کندفکر است و از تغییر نظر خود امتناع می‌کند.

stop being so thick-headed and listen for once!

دیگر آنقدر کندفکر نباشید و فقط یک بار گوش کنید!

his thick-headed approach led to several mistakes.

رویکرد کندفکری او منجر به چندین اشتباه شد.

i tried to reason with him, but he's too thick-headed.

سعی کردم با او استدلال کنم، اما او آنقدر کندفکر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید