thigh

[ایالات متحده]/θaɪ/
[بریتانیا]/θaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمتی از پا بین ران و زانو، به‌ویژه قسمت بالایی
Word Forms
جمعthighs

عبارات و ترکیب‌ها

upper thigh

ران بالایی

toned thighs

ران‌های خوش‌فرم

thigh muscle

عضله ران

thigh gap

فاصله ران

inner thigh

ران داخلی

thigh exercises

تمرینات ران

thigh fat

چربی ران

thigh bone

استخوان ران

جملات نمونه

She pulled down her skirt to cover her exposed thigh.

او پیراهنش را پایین کشید تا ران برهنه خود را بپوشاند.

He injured his thigh while playing football.

او در حین بازی فوتبال به ران خود آسیب زد.

The athlete felt a sharp pain in his thigh during the race.

دوچرخه‌سوار در طول مسابقه درد شدیدی در ران خود احساس کرد.

She wrapped a bandage around her injured thigh.

او یک باند را دور ران آسیب‌دیده خود پیچید.

His thigh muscles were sore after the intense workout.

عضلات ران او بعد از تمرین شدید درد داشتند.

The dress had a high slit that revealed her toned thigh.

لباس دارای یک شکاف بلند بود که ران خوش‌فرم او را نشان می‌داد.

He felt a tingling sensation in his thigh after sitting for too long.

او بعد از نشستن برای مدت طولانی، حس گزگز در ران خود احساس کرد.

The doctor recommended exercises to strengthen her thigh muscles.

پزشک تمریناتی را برای تقویت عضلات ران او توصیه کرد.

She applied a soothing cream to her bruised thigh.

او یک کرم تسکین‌دهنده روی ران کبود شده خود استفاده کرد.

The dancer's movements were graceful as she lifted her leg to reveal her toned thigh.

حرکات رقصنده زیبا بودند زیرا او پای خود را بلند کرد تا ران خوش‌فرم خود را نشان دهد.

نمونه‌های واقعی

" Wrong! " cried the Giant, slapping his thigh.

" اشتباه! " غول فریاد زد و روی ران خود دست کوبید.

منبع: Dream Blower Giant

Now squeeze the inner thighs together here.

حالا ران‌های داخلی را در اینجا به هم فشار دهید.

منبع: Andrian's yoga class

Francois cried, slapping his thighs gleefully.

فرانسوا با خوشحالی فریاد زد و روی ران‌های خود دست کوبید.

منبع: The Call of the Wild

The sciatic nerve innervates the muscles in the back of the thigh.

عصب سیاتیک اعصاب عضلات پشت ران را تامین می‌کند.

منبع: Osmosis - Nerve

When I woke up this time, the Schanz pins in my upper thigh were gone.

وقتی این بار از خواب بیدار شدم، پین‌های شانز در ران بالایی من نبود.

منبع: Stephen King on Writing

I'm using the chicken thigh, but not as you'd necessarily hope it to be used.

من از ران مرغ استفاده می‌کنم، اما نه آنطور که ممکن است انتظار داشته باشید.

منبع: Gourmet Base

We often also use thigh to talk about the upper part of your leg, my thigh.

ما اغلب از ران برای صحبت در مورد قسمت بالایی پا نیز استفاده می‌کنیم، ران من.

منبع: Learn phrases and vocabulary with Vanessa.

Insert a Joy-Con controller into each accessory, and secure the Leg Strap around your left thigh.

یک کنترلر Joy-Con را در هر لوازم جانبی قرار دهید و بند پا را دور ران چپ خود محکم کنید.

منبع: Technology Trends

Crush injury to the right thigh.

آسیب له شدگی به ران راست.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

The fisherman's boots came up to his thighs.

چکمه‌های ماهیگیر تا ران او می‌رسید.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید