thoroughbreds

[ایالات متحده]/ˈθʌrəʊbrɛdz/
[بریتانیا]/ˈθɜroʊbrɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوانات خالص نژاد، به ویژه اسب‌ها؛ Thoroughbred (یک نژاد از اسب)؛ افراد با تربیت خوب؛ افراد با نژاد خوب

عبارات و ترکیب‌ها

race thoroughbreds

مسابقه اسب‌های اصیل

thoroughbreds breeding

پرورش اسب‌های اصیل

thoroughbreds training

آموزش اسب‌های اصیل

thoroughbreds racing

دویدن اسب‌های اصیل

thoroughbreds auction

حراج اسب‌های اصیل

thoroughbreds owners

صاحبان اسب‌های اصیل

thoroughbreds bloodlines

خطوط خونی اسب‌های اصیل

thoroughbreds events

رویدادهای اسب‌های اصیل

thoroughbreds farm

مزرعه اسب‌های اصیل

thoroughbreds champions

قهرمانان اسب‌های اصیل

جملات نمونه

thoroughbreds are known for their speed and agility.

تراشه‌ها به سرعت و چابکی خود معروف هستند.

many thoroughbreds compete in prestigious horse races.

بسیاری از تراشه‌ها در مسابقات اسبدوانی معتبر شرکت می‌کنند.

thoroughbreds require special care and training.

تراشه‌ها به مراقبت و آموزش ویژه‌ای نیاز دارند.

the thoroughbred market is highly competitive.

بازار تراشه‌ها بسیار رقابتی است.

breeding thoroughbreds can be a lucrative business.

پرورش تراشه‌ها می‌تواند یک تجارت پرسود باشد.

thoroughbreds are often associated with luxury and prestige.

تراشه‌ها اغلب با تجمل و اعتبار مرتبط هستند.

training thoroughbreds takes time and patience.

آموزش تراشه‌ها زمان و صبر می‌برد.

the lineage of thoroughbreds is carefully documented.

تبار تراشه‌ها به دقت مستند شده است.

thoroughbreds can be very sensitive to their environment.

تراشه‌ها می‌توانند نسبت به محیط اطراف خود بسیار حساس باشند.

investing in thoroughbreds requires knowledge and experience.

سرمایه‌گذاری در تراشه‌ها به دانش و تجربه نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید