thrall

[ایالات متحده]/θrɔːl/
[بریتانیا]/θrɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برده؛ شخصی که تحت سلطه یا در بند است؛ شخصی که به شدت تحت تأثیر کسی قرار دارد.
Word Forms
جمعthralls

جملات نمونه

He is a thrall to drink.

او اسیر نوشیدن است.

He is(in) thrall to his passions.

او اسیر اشتیاقات خود است.

At the concert, I was held in thrall by the music.

در کنسرت، من مجذوب موسیقی بودم.

Anti-thrall leaders agitated the question of thrall for many years.

رهبران ضد-برده سال‌ها سؤال برده‌داری را مطرح کردند.

The country’s economy is largely in thrall to the big companies.

اقتصاد کشور تا حد زیادی به شرکت‌های بزرگ وابسته است.

she wasin thrall to her abusive husband.

او اسیر شوهر پرخاشگرش بود.

He forced his thralls into hard labour.

او بردگان خود را مجبور به انجام کار سخت کرد.

He was accused of stirring up the thralls against their masters.

او به برانگیختن بردگان علیه اربابانشان متهم شد.

Radically, they want to decentralise the top-heavy system in which local politicians are in thrall to Tokyo's pork providers;

به طور رادیکال، آنها می خواهند سیستم سنگین بالای سر را غیرمتمرکز کنند، سیستمی که در آن سیاستمداران محلی در چنگال تأمین کنندگان گوشت توکیو هستند؛

They are in thrall not to John Maynard Keynes, sage of the Depression, but to his Cambridge contemporary, Frank Ramsey, a precocious polymath who made his contributions in the prelapsarian 1920s.

آنها نه تحت تأثیر جان مینارد کینز، حکیم رکود بزرگ، بلکه تحت تأثیر همزمان او در کمبریج، فرانک رمزی، یک نابغه جوان که مشارکت‌های خود را در دهه 1920 پیش از گناه انجام داد، هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید