enslaved

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بندگی (یک گروه موسیقی دث متال)
adj. تحت کنترل شخص دیگری
Word Forms
زمان گذشتهenslaved
قسمت سوم فعلenslaved

جملات نمونه

Many people were enslaved during the period of colonization.

بسیاری از مردم در دوران استعمار برده بودند.

The enslaved workers were treated harshly by their masters.

کارگران برده به شدت توسط صاحبانشان مورد سوء استفاده قرار می گرفتند.

She felt like she was enslaved by her job, working long hours with no breaks.

او احساس می کرد که به شغلش برده شده است، ساعت های طولانی بدون استراحت کار می کند.

The enslaved people fought for their freedom and rights.

مردم برده برای آزادی و حقوق خود مبارزه کردند.

Enslaved minds are more dangerous than enslaved bodies.

ذهن های برده خطرناک تر از بدن های برده هستند.

The enslaved population rebelled against their oppressors.

جمعیت برده علیه ستمگران خود شوریدند.

He felt enslaved by his addiction to gambling.

او احساس می کرد که به اعتیاد خود به قمار برده شده است.

Enslaved by fear, she was unable to speak up for herself.

او به دلیل ترس برده بود و نتوانست از خود دفاع کند.

The enslaved animals were mistreated and neglected by their owners.

حیوانات برده توسط صاحبانشان مورد سوء استفاده و غفلت قرار می گرفتند.

Enslaved by poverty, many families struggled to make ends meet.

برده فقر، بسیاری از خانواده ها برای تامین معاش خود تلاش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید