thrash

[ایالات متحده]/θræʃ/
[بریتانیا]/θræʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به عنوان مجازات ضرب و شتم کردن؛ فتح کردن
vi. به طور وحشیانه یا بی‌قرار حرکت کردن
vt. & vi. درو کردن؛ دانه را ضرب و شتم کردن
Word Forms
زمان گذشتهthrashed
قسمت سوم فعلthrashed
شکل سوم شخص مفردthrashes
صفت یا فعل حال استمراریthrashing
جمعthrashes

عبارات و ترکیب‌ها

thrash out

در مورد آن بحث کردن

جملات نمونه

the surf thrashed and thundered.

امواج با خشونت و غرش پیش می‌رفتند.

I thrashed Pete at cards.

من Pete را در بازی ورق شکست دادم.

He thrashed the boy soundly.

او پسر را به شدت شکست داد.

thrash in bed with fever

در رختخواب با تب به لرزه درآیید.

children thrashing about in water

کودکانی که در آب به این سو و آن سو می‌رفتند

thrashed about all night.

تمام شب به این سو و آن سو می‌رفتیم.

The patient thrashed about in bed.

بیمار در بستر به این سو و آن سو می‌رفت.

He thrashed the boy with a stick.

او پسر را با چوب شکست داد.

The visiting side were soundly thrashed.

تیم مهمان به شدت شکست خورد.

the shark thrashed its way to freedom.

کوسه با تمام قدرت به سمت آزادی رفت.

she thrashed him across the head and shoulders.

او با چوب به سر و شانه‌هایش ضربه زد.

he lay on the ground thrashing around in pain.

او روی زمین در حال به این سو و آن سو رفتن به دلیل درد دراز کشیده بود.

They thrashed the matter without reaching a conclusion.

آنها بدون رسیدن به نتیجه، موضوع را بررسی کردند.

The whale thrashed the water with its tail.

نهنگ با دم خود آب را به هم ریخت.

chastise a bully by giving him a thrashing;

با كتك زدن، زورگو را تنبیه کنید.

The alligator thrashed its tail.

تمساح دمش را به شدت تکان داد.

The fishes thrashed around in the net.

ماهی‌ها در تور به این سو و آن سو می‌رفتند.

We thrashed the visiting team.

ما تیم مهمان را شکست دادیم.

The fishes thrashed about in the net.

ماهی‌ها در تور به این سو و آن سو می‌رفتند.

نمونه‌های واقعی

Wilbur kicked and thrashed and grunted.

ویلبر لگد زد، به شدت تلاش کرد و غرغر کرد.

منبع: Charlotte's Web

Papa was discussing the cricket match. - The village thrashed us last year.

پدر در مورد مسابقه کریکت صحبت می‌کرد. - سال گذشته روستا ما را شکست داد.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3

He was all alone, thrashing about and wasting his strength.

او کاملاً تنها بود، به شدت تلاش می‌کرد و انرژی‌اش را هدر می‌داد.

منبع: The Trumpet Swan

Ron fell over, still thrashing against his bonds.

رون افتاد، هنوز هم با تمام وجود در برابر بندهایش تلاش می‌کرد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Chuckling about Malfoy, they waited, Norbert thrashing about in his crate.

با خنده در مورد مالفوی، آن‌ها منتظر ماندند، نوربرت که در قفسش به شدت تلاش می‌کرد.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

Now excuse me. It's time to thrash your " Roy" Score.

متاسفم. وقت آن رسیده تا امتیاز "روی" شما را نابود کنید.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

To win, you must thrash your opponent until surrender.

برای برنده شدن، باید حریف خود را تا تسلیم شدن نابود کنید.

منبع: Human Planet

Be quiet, Wilbur. Stop thrashing about!

ساکت باش، ویلبر. دست از این و آن کردن بردار!

منبع: Charlotte's Web

Terrified of the thrashing whale, the crew scramble to safety.

با ترس از نهنگ خروشنده، خدمه برای نجات خود به سرعت به دنبال ایمنی می‌گردند.

منبع: Human Planet

You can't leave him! I thrashed against the harness.

نمی‌توانی او را رها کنی! من در برابر مهار تلاش کردم.

منبع: Twilight: Eclipse

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید