whip

[ایالات متحده]/wɪp/
[بریتانیا]/wɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با شلاق زدن؛ تحریک کردن؛ به شدت هم زدن؛ کاملاً شکست دادن
n. یک نوار بلند از چرم یا طناب که برای ضربه زدن یا به عنوان بست استفاده می‌شود؛ راننده کالسکه؛ وسیله‌ای برای مخلوط کردن مواد
vi. با شلاق ضربه زدن؛ سریع حرکت کردن؛ به صورت ریتمیک ضربه زدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریwhipping
شکل سوم شخص مفردwhips
زمان گذشتهwhipped
جمعwhips
قسمت سوم فعلwhipped

عبارات و ترکیب‌ها

whip cream

خامه

whip into shape

به شکل دلخواه فرم دادن

whip the horse

شلاق زدن به اسب

whip and spur

شلاق و پنجه

whip up

سریعاً تهیه کردن

whip in

اضافه کردن

crack the whip

شلاق را بکوب

whip out

بیرون آوردن

جملات نمونه

tea with whips of sugar.

چای با شلاق های شکر.

whip up racist sentiments

ایجاد احساسات نژادپرستانه

whip up a light lunch.

تهیه یک ناهار سبک

I can easily whip up an omelet.

من می‌توانم به راحتی یک املت درست کنم.

whips, harness and saddlery.

شلاق، هود و زین‌سازی.

Our team can whip your team.

تیم ما می تواند تیم شما را شکست دهد.

The whip cracked threateningly.

شلاق به طور تهدیدآمیز ترکید.

Whip the ingredients into a smooth paste.

مواد را به یک خمیر صاف بزنید.

It's cruel to use a whip to punish a child.

استفاده از شلاق برای تنبیه کودک خشن است.

I'll whip up a meal in no time.

من در مدت کوتاهی یک وعده غذایی درست خواهم کرد.

the bank was eager to whip the company into shape for eventual sale.

بانک مشتاق بود تا شرکت را برای فروش نهایی به شکل مورد نظر درآورد.

he asked for the whip to be withdrawn from them.

او خواست که شلاق از آنها گرفته شود.

cleaning may consist of a quick dust or whip round.

تمیز کردن ممکن است شامل یک گرد و غبار سریع یا یک دور زدن سریع باشد.

The government knows that the army have the whip hand.

دولت می داند که ارتش برتری دارد.

whipped up the mob; whip up enthusiasm.

او جمعیت را تحریک کرد؛ شور و شوق را برانگیخت.

There isn't much call for buggy whips today.

امروزه تقاضای زیادی برای شلاقی وجود ندارد.

The new captain soon got the whip hand over the crew.

کاپیتان جدید به زودی بر خدمه غلبه کرد.

A hound yelped briefly as a whip cracked.

یک سگ وحشی به طور خلاصه زوزه کشید زیرا شلاق شکست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید