thrummed softly
به آرامی میلرزید
thrummed rhythmically
به طور ریتمیک میلرزید
thrummed gently
به ملایمت میلرزید
thrummed loudly
با صدای بلند میلرزید
thrummed away
دور میلرزید
thrummed in time
در زمان میلرزید
thrummed with energy
با انرژی میلرزید
thrummed like rain
مانند باران میلرزید
thrummed through air
در هوا میلرزید
thrummed in background
در پسزمینه میلرزید
the guitar thrummed with a deep, resonant sound.
گیتار با صدایی عمیق و رسا میلرزید.
as the engine thrummed, we felt the power of the car.
همانطور که موتور میلرزید، ما قدرت ماشین را احساس کردیم.
the crowd thrummed with excitement before the concert.
توال جمعیت قبل از کنسرت با هیجان میلرزید.
her heart thrummed with anticipation as she waited.
قلبش با اشتیاق میلرزید در حالی که منتظر بود.
the bass thrummed through the walls of the club.
صدای بیس از طریق دیوارهای کلاب میلرزید.
the machinery thrummed steadily in the background.
ماشینآلات به طور پیوسته در پسزمینه میلرزید.
he felt his pulse thrummed in his ears.
او ضربان قلبش را در گوشهایش احساس کرد که میلرزید.
the music thrummed in her chest, making her feel alive.
موسیقی در سینهاش میلرزید و باعث میشد احساس کند که زنده است.
the rain thrummed against the roof, creating a soothing sound.
باران با ایجاد صدایی آرامبخش، به سقف میلرزید.
as the dancers moved, the floor thrummed beneath their feet.
همانطور که رقصندگان حرکت میکردند، کف زیر پایشان میلرزید.
thrummed softly
به آرامی میلرزید
thrummed rhythmically
به طور ریتمیک میلرزید
thrummed gently
به ملایمت میلرزید
thrummed loudly
با صدای بلند میلرزید
thrummed away
دور میلرزید
thrummed in time
در زمان میلرزید
thrummed with energy
با انرژی میلرزید
thrummed like rain
مانند باران میلرزید
thrummed through air
در هوا میلرزید
thrummed in background
در پسزمینه میلرزید
the guitar thrummed with a deep, resonant sound.
گیتار با صدایی عمیق و رسا میلرزید.
as the engine thrummed, we felt the power of the car.
همانطور که موتور میلرزید، ما قدرت ماشین را احساس کردیم.
the crowd thrummed with excitement before the concert.
توال جمعیت قبل از کنسرت با هیجان میلرزید.
her heart thrummed with anticipation as she waited.
قلبش با اشتیاق میلرزید در حالی که منتظر بود.
the bass thrummed through the walls of the club.
صدای بیس از طریق دیوارهای کلاب میلرزید.
the machinery thrummed steadily in the background.
ماشینآلات به طور پیوسته در پسزمینه میلرزید.
he felt his pulse thrummed in his ears.
او ضربان قلبش را در گوشهایش احساس کرد که میلرزید.
the music thrummed in her chest, making her feel alive.
موسیقی در سینهاش میلرزید و باعث میشد احساس کند که زنده است.
the rain thrummed against the roof, creating a soothing sound.
باران با ایجاد صدایی آرامبخش، به سقف میلرزید.
as the dancers moved, the floor thrummed beneath their feet.
همانطور که رقصندگان حرکت میکردند، کف زیر پایشان میلرزید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید