thrummed

[ایالات متحده]/θrʌmd/
[بریتانیا]/θrʌmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکۀ thrum؛ به آرامی ضربه زدن یا کوبیدن؛ به طور غیررسمی نواختن یا گیتار زدن

عبارات و ترکیب‌ها

thrummed softly

به آرامی می‌لرزید

thrummed rhythmically

به طور ریتمیک می‌لرزید

thrummed gently

به ملایمت می‌لرزید

thrummed loudly

با صدای بلند می‌لرزید

thrummed away

دور می‌لرزید

thrummed in time

در زمان می‌لرزید

thrummed with energy

با انرژی می‌لرزید

thrummed like rain

مانند باران می‌لرزید

thrummed through air

در هوا می‌لرزید

thrummed in background

در پس‌زمینه می‌لرزید

جملات نمونه

the guitar thrummed with a deep, resonant sound.

گیتار با صدایی عمیق و رسا می‌لرزید.

as the engine thrummed, we felt the power of the car.

همانطور که موتور می‌لرزید، ما قدرت ماشین را احساس کردیم.

the crowd thrummed with excitement before the concert.

توال جمعیت قبل از کنسرت با هیجان می‌لرزید.

her heart thrummed with anticipation as she waited.

قلبش با اشتیاق می‌لرزید در حالی که منتظر بود.

the bass thrummed through the walls of the club.

صدای بیس از طریق دیوارهای کلاب می‌لرزید.

the machinery thrummed steadily in the background.

ماشین‌آلات به طور پیوسته در پس‌زمینه می‌لرزید.

he felt his pulse thrummed in his ears.

او ضربان قلبش را در گوش‌هایش احساس کرد که می‌لرزید.

the music thrummed in her chest, making her feel alive.

موسیقی در سینه‌اش می‌لرزید و باعث می‌شد احساس کند که زنده است.

the rain thrummed against the roof, creating a soothing sound.

باران با ایجاد صدایی آرام‌بخش، به سقف می‌لرزید.

as the dancers moved, the floor thrummed beneath their feet.

همانطور که رقصندگان حرکت می‌کردند، کف زیر پایشان می‌لرزید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید