vibrated

[ایالات متحده]/[ˈvɪbreɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈvɪbreɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (past tense of vibrate) به سرعت به جلو و عقب تکان خوردن؛ ایجاد یک اثر لرزان یا ارتعاشی؛ احساس یا ابراز احساسات قوی.

عبارات و ترکیب‌ها

vibrated intensely

به شدت ارتعاش کرد

phone vibrated

تلفن ویبره کرد

vibrated loudly

به بلندى ارتعاش کرد

vibrated slightly

به آرامی ارتعاش کرد

vibrated quickly

به سرعت ارتعاش کرد

vibrated steadily

به طور مداوم ارتعاش کرد

جملات نمونه

the phone vibrated intensely in my pocket.

گوشی به شدت در جیبم ویبره می‌کرد.

i could feel the floor vibrated beneath my feet.

می‌توانستم احساس کنم که کف زمین زیر پایم ویبره می‌کند.

the speaker's voice vibrated with passion.

صدای سخنران با شور و اشتیاق ویبره می‌کرد.

my hands vibrated after hours of gaming.

بعد از ساعت‌ها بازی، دست‌هایم ویبره می‌کردند.

the engine vibrated loudly as it started.

همانطور که روشن می‌شد، موتور با صدای بلند ویبره می‌کرد.

the bridge vibrated slightly in the wind.

پل کمی در باد ویبره می‌کرد.

the dentist's drill vibrated against my tooth.

دریل دندانپزشک در برابر دندانم ویبره می‌کرد.

the camera vibrated during the photo shoot.

در طول عکاسی، دوربین ویبره می‌کرد.

the washing machine vibrated during the spin cycle.

ماشین لباسشویی در طول چرخه خشک کردن ویبره می‌کرد.

the guitar string vibrated, producing a beautiful sound.

رشته گیتار ویبره کرد و صدای زیبایی تولید کرد.

the fan vibrated, creating a distracting noise.

فن ویبره کرد و سر و صدای آزاردهنده‌ای ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید