tied-back

[ایالات متحده]/[ˈtaɪd.bæk]/
[بریتانیا]/[ˈtaɪd.bæk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به پشت چسبیده یا امن؛ بازدارده یا محدود.
n. یک نخ، کرک یا کمربند که برای نگه داشتن چیزی به پشت استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

tied-back curtains

پرده‌های گره‌زده

hair tied-back

موهای گره‌زده

loosely tied-back

گره‌زده به صورت آزاد

tied-back scarf

شال گره‌زده

getting tied-back

در حال گره‌زدن

carefully tied-back

به دقت گره‌زده

already tied-back

قبلاً گره‌زده

tightly tied-back

به طور محکم گره‌زده

had tied-back

گره‌زده بود

جملات نمونه

she secured the curtains with a tied-back ribbon.

او با یک ریبون گره خورده، پرده‌ها را ثابت کرد.

the tied-back drapes let in plenty of light.

پرده‌های گره خورده نور زیادی وارد می‌کردند.

he adjusted the tied-back blind to block the sun.

او پرده‌های گره خورده را تنظیم کرد تا نور خورشید را مسدود کند.

the tied-back fabric added a decorative touch.

پارچه‌های گره خورده یک لمس زیبایی اضافه کردند.

a simple tied-back arrangement kept the curtains open.

یک تنظیم ساده گره خورده پرده‌ها را باز نگه داشت.

the child played with the tied-back cord.

کودک با ریسمان گره خورده بازی کرد.

the tied-back valance framed the window beautifully.

پرده‌های گره خورده پنجره را زیبا فریم دادند.

we used a tied-back scarf to decorate the room.

ما یک پارچه گره خورده را برای زیبایی دادن به اتاق استفاده کردیم.

the tied-back sheer curtains diffused the light.

پرده‌های شفاف گره خورده نور را پراش کردند.

the tied-back lace added a romantic feel.

کش‌های گره خورده یک حس عاشقانه اضافه کردند.

she preferred the look of the tied-back panels.

او نظریه پنل‌های گره خورده را بیشتر دوست داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید